مناظرهيى را بين دو طرف تخيل كرده و دلايل هريك را بر ترجيح خود نسبت به ديگرى آورده و سرانجام يكى را مجيب و ديگرى را مجاب ساخته و آنگاه بمدح ممدوح تخلص كرده است .
تازگى كار اسدى در اين قصائد باعث باقىماندن آنها شده است و گرنه اسدى در قصيده يد طولائى ندارد و چنان كه در منظومهء كرشاسپنامه از عهدهء كار خود برآمده در قصائد قدرتى نشان نداده است . هدايت از قصايد مناظرات اسدى چهار مناظرهء آسمان و زمين ، مغ و مسلمان ، نيزه و كمان ، شب و روز را نقل كرده است و برون برين چهار مناظره قصيدهء ديگرى بعنوان مناظرهء بين عرب و پارسى افزوده است .
چون در بادى امر بين مناظرات كه از نوع قصيده است ، و اشعار كرشاسپنامه كه از نوع اشعار حماسى است ، تفاوتى تصور مىشود ، بعضى به همان نحو كه گفتهايم ، چنين پنداشتند كه اين مناظرات از اسدى ديگرى غير از اسدى صاحب كرشاسپنامه است ليكن آقاى فروزانفر در مجلد دوم از كتاب سخن و سخنوران « 1 » و بعد از ايشان آقاى حبيب يغمائى در مقدمه كرشاسپنامه ، با مقايسههاى دقيقى كه بين مناظرات و بعضى از ابيات كرشاسپنامه كردهاند ثابت نمودند كه بين مناظرات و آغاز كرشاسپنامه از حيث فكر همآهنگى كامل موجود است .
2 ) كرشاسپنامه : اين كتاب داستان منظومى است كه نسخ مختلف آن از 7 تا 10 هزار بيت ببحر متقارب مثمن مقصور يا محذوف دارد و اسدى آن را بسال 458 بپايان برده و گفته است :
شد اين داستان بزرگ اسپرى * بپيروزى و روز نيك اخترى
ز هجرت بدور سپهرى كه گشت * شده چارصد سال و پنجاه و هشت
و ظاهرا در حدود سال 456 بنظم آن شروع كرده بود چه خود گويد ( سه سال اندر آن صرف شد روزگار ) و از سال 456 تا سال 458 سه سال است . كرشاسپنامه چنان كه
هامش
( 1 ) - ص 91 - 93