اين افسانهء بىسروبن را معلوم نيست دولتشاه از كجا آورده است ولى شگفتى در اينجاست كه برخى از مستشرقان مانند هرماناته « 1 » و ادوارد برون « 2 » با اتكاء بر آن و توجه بسال فوت اسدى و ساير قرائن قائل به دو اسدى شده و چنين پنداشتهاند كه اسدى نخستين « ابو نصر احمد بن منصور » و اسدى دومين پسر او « على » بوده است . برون در اينباره چنين گفته است : « لازمست بين او ( يعنى اسدى نخستين ) و پسرش على بن احمد اسدى مؤلف كرشاسپنامه و مؤلف قديمترين لغتنامههاى فارسى و ناسخ قديمترين مخطوط فارسى كه بدست ما رسيده است ( يعنى كتاب الابنية ) كه اسدى استنساخ آن را در سال 447 هجرى بپايان برده و اكنون در كتابخانهء وينه موجود است و زيلگمان آن را بسال 1859 چاپ كرده است ، تفاوتى قائل شويم . و بهتر آن بود كه تحقيق دربارهء اسدى بزرگ را بر فردوسى مقدم ميداشتيم زيرا فردوسى چنان كه ميگويند شاگرد او و از دوستان و همشهريان وى بوده است » .
اگر بخواهيم بر قول دولتشاه اعتماد كنيم طبعا همان انديشه براى ما بپيش ميآيد كه ديدهايم . زيرا كسى كه استاد فردوسى باشد و فردوسى ( متولد بسال 329 ) را « فرزند » خطاب كند نميتواند تا بسال 465 كه هدايت سال وفات اسدى دانسته است حيات داشته باشد . اينست كه ناگزير قول به دو اسدى پيش آمده است كه در فاصلهء اين 150 سال زيسته باشند ، يكى پدر و ديگرى پسر ! يكى سازنده قصائد مناظرات و ديگرى صاحب كرشاسپنامه و لغت فرس ! اينها مسائلى است كه اعتماد بر افسانهء دولتشاه ايجاب مىكند . ليكن بحث در اينجاست كه از قديمترين منابع مربوط باحوال فردوسى يعنى چهار مقاله تا حدود قرن نهم هيچكس بتلمذ فردوسى در نزد اسدى اشارهيى نكرده و چهار هزار بيت آخر شاهنامنه را از شاعرى غير از فردوسى ندانسته است و سبك آن ابيات هم بهيچروى با ديگر اشعار شاهنامه مغايرتى ندارد و مطلقا باشعار كرشاسپنامه نمىماند تا با اتكاء بر آن دلايل قول دولتشاه را قبول توانيم كرد .
هامش
( 1 ) -Hermann Ethe : Neupersische Litteratur , im Grundriss der Iranischen philologie , II Band , Strassburg , 1896 - 1904( 2 ) -E Browne : A Literary History of Persia , Vol . II p . 148