* * *
از بسكه شب و روز كشم بيدادت * چون موم شدم ز آن دل چون پولادت
اى از دَرِ آنكه دل نيارد يادت * چندانكه مرا غمست شادى بادت
* * *
نهگفته بدى غم تو خواهم خوردن * غمهاى ترا بطبع بنهم گردن
من خود بميان عهد گفتم آن روز * بر گفت تو اعتماد نتوان كرد
5 - اسدى
حكيم ابو نصر على بن احمد اسدى طوسى از شاعران بزرگ قرن پنجم و از جملهء حماسهسرايان معروف ايرانست . نام وى را هدايت به همين نحو آورده است « 1 » و شاعر خود نيز در پايان نسخهء موجود از كتاب الابنية عن حقائق الادويهء ابو منصور موفق بن على الهروى كه به خط او نوشته شده است ، نام خود را « على بن احمد الاسدى الطوسى الشاعر » آورده است و بنابراين در صحت اسم و نسب و مولد او يعنى طوس چنان كه تذكرهنويسان آوردهاند ترديدى باقى نمىماند .
دربارهء بدايت حال او اطلاعى در دست نيست . دولتشاه گفته است كه او استاد فردوسى بود « 2 » و بدنبال اين ادعا افسانهء كودكانهيى نقل كرده است منبى ازينكه اسدى در روزگار سلطان محمود استاد فرقهء شعراى خراسان بود و او را بكرات تكليف نظم شاهنامه كردند ، نپذيرفت و فردوسى را كه شاگرد او بود شايستهء اين كار دانست و بنظم شاهنامه تشويق كرد و بعد از آنكه فردوسى از غزنين گريخت و بمازندران رفت و پس از چندى بطوس بازگشت ، در مرض موت باستاد خود ( يعنى اسدى ! ) گفت كه قسمتى از نظم شاهنامه باقىمانده است ، اسدى گفت اى فرزند غمگين مباش و از پيش فردوسى برفت و تا نماز ديگر چهار هزار بيت ( ! ) باقى شاهنامه را بنظم آورد و هنوز فردوسى در حال حيات بود كه سواد آن ابيات مطالعه نمود ! . . .
هامش
( 1 ) - مجمع الفصحا ج 1 ص 107
( 2 ) - تذكرة الشعرا ص 16