قرن ششم هجرى سروده شده است . داستان كك نيز در جزء ملحقات شاهنامه چند بار بطبع رسيده است .
12 ) داستان شبرنگ كه منظومهييست در جنگ رستم با شبرنگ پسر ديو سپيد و همهء ديوان مازندران و برافگندن آنان .
اختصاصات شعر فارسى
از اختصاصات شعر فارسى درين دوره ، غير از آنچه پيش ازين گفتهايم ، يكى تأثر بعضى از شاعران از ادبيات عربى و توجه آنانست بمضامين شعراى عرب . نخستين كسى كه به اين كار دست زد منوچهريست كه در پايان دورهء قبل ميزيسته است . بعد ازو بعضى از شاعران مانند لامعى و برهانى و معزّى هريك به نحوى از انحاء بآثار و افكار شاعران عرب خاصه شاعران عهد جاهلى توجه نموده و آنها را تقليد كردهاند . اين تقليد بيشتر از مضامين شاعران جاهلى عرب در وصف بوادى و زندگانى صحراگردانست كه با اقتباسهاى گوناگون از آن اشعار نيز همراهست .
از مسائل قابل توجه در شعر فارسى اين دوره يكى بدبينى شديد شاعران در شعر است . نابسامانى وضع اجتماع در اين عهد و مشكلاتى كه براى خلايق از جهات مختلف وجود داشت ، به نحوى كه ديدهايم ، بناخشنودى عقلا از اوضاع زمان و در نتيجه ببدبينى آنان نسبت به دنيا و مافيها و انقطاع از جهان و جهانيان انجاميد . در شعر دورهء قبل فكر انقطاع شاعر از عالم و عالميان و بدبينى او بجامعه و محيط تقريبا ناياب بوده است اما در دورهء مورد مطالعهء ما اين افكار بشدت و در اشعار اكثر شاعران ديده مىشود و كمتر كسى است كه از تسلط غلامان و قبايل وحشى زردپوست و از غلبهء عوام و متظاهران بدين و از رواج فساد و دروغ و تزوير و قتل و غارت و ظلم و عدوان و امثال اين امور شكايت نكند . اندكاندك دنبال اين شكايت بعالم و هرچه در اوست كشيد چنان كه بسيارى از آنان جهان و جهانيان را برسواترين صورتى وصف كردهاند . اين قصيده از جمال الدين محمد بن عبد الرزاق نمونهء بارزى ازينگونه افكارست :
الحذار اى عاقلان زين وحشتآباد الحذار * الفرار اى غافلان زين ديو مردم الفرار