تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 326

مساهمون:

ص٣٢٦
دشوار است . 3 - بر اثر فتوحات غزنويان و سلاجقه و لشكركشيهاى آنان زبان فارسى از اقصاى ماوراء النهر تا سواحل مديترانه و از كناره‌هاى دجله تا آنسوى رود سند و ناحيهء پنجاب را بتدريج در زير سيطرهء خود درآورد و اين ناحيهء بسيار وسيع البته براى پروراندن شاعران و نويسندگان استعداد بيشترى از محيط محدود سابق داشت . 4 - در اين دوره به تفصيلى كه خواهيم ديد مراكز ادبى فارسى فقط منحصر بمشرق ايران نبود بلكه در نواحى ديگرى از قبيل عراق و آذربايجان مراكز مهم ادب فارسى تشكيل يافت و وجود همين مراكز جديد خود وسيلهء ظهور شاعران و نويسندگان بزرگ تازه‌يى شد . 5 - نهضتى كه از اوايل قرن پنجم بوسيلهء علما و متكلمين معتزله و دانشمندانى از قبيل ابو ريحان و ابو على سينا و شاگردان او در تأليف كتب علمى به زبان فارسى ايجاد شده بود ، در اين عهد با شدت بيشترى ادامه يافت و اين امر باعث ايجاد كتب متعددى در مسائل مختلف علمى به زبان پارسى گرديد ، و اين خود وسيلهء جديدى براى توسعهء دايرهء ادب فارسى شد . 6 - از اوايل اين دوره شعر و نثر پارسى براى ارشاد مردم در خانقاهها و در آثار صوفيه رسوخ كرد . در تمام مجالس سماع و وعظ و ارشاد و در غالب و نزديك به تمام كتب عرفانى و منظومهاى صوفيانه كه در ايران آن عهد بوجود آمد زبان سادهء فارسى به نحوى كه مورد فهم همگان باشد ، به كار رفته است . بدين ترتيب ادب فارسى كه تا آن‌وقت فقط مورد حمايت دستگاههاى دولتى بود ، در ميان عامهء مردم راه يافت و آثار دلپذير عرفا طالبان بسيار يافت و اين هم يكى از علل بزرگ توسعه و رواج ادب فارسى گرديد . خلاصهء كلام آنكه دورهء مطالعهء ما از دوره‌هاى نادر تاريخ ايران براى ترويج زبان و ادب فارسى شمرده مىشود و از اين حيث قابل توجه است .

زبان فارسى

در اين دوره زبان فارسى يعنى لهجهء درى كه از اواسط قرن سوم لهجهء رسمى و ادبى ايران شده بود ، نسبت بدورهء قبل