تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 12

مساهمون:

ص١٢
فدائيان حسن صباح بنام ابو طاهر و در حقيقت بتحريك تاج الملك و شيعيان از پاى درآمد و ملكشاه نيز در شوال همان سال در بغداد درگذشت . با مرگ ملكشاه و نظام الملك مملكت سلجوقى درهم ريخت و اختلال كار سلطنت تركمانان آغاز شد چنان كه مدتى سلطان محمود ( 485 - 487 ) و ابو المظفر ركن الدين بركيارق ( 487 - 498 ) با يكديگر در نزاع بودند و بعد از آنكه كار بر سلطان محمد قرار گرفت ، ميان او و تتش بن الب‌ارسلان وقايعى رخ داد و در همان سال ميان بركيارق و ارسلان شاه بن الب‌ارسلان آتش اختلاف زبانه ميكشيد و دو سال از واقعهء قتل ارسلان شاه ( 490 ) نگذشته بود كه محمد بن ملكشاه كه در آن هنگام حاكم گنجه بود با برادر درافتاد و تا سال 496 با او در نزاع بود و در اين سال جانبين صلح كردند و ممالك سلجوقى را بين يكديگر قسمت نمودند يعنى شام و ديار بكر و آذربايجان و موغان و ارمنستان و گرجستان در قلمرو سلطان محمد درآمد و باقى ممالك در اختيار بركيارق باقى ماند . اگرچه بعد از فوت بركيارق در بروجرد ( 498 ) سلطنت بپسرش ملكشاه ثانى رسيد ، ليكن محمد به زودى مخالفان خود را از ميان برد و تا سال 511 سلطنت كرد و از كارهاى مشهور او در مدت سلطنت قلع و قمع ملاحدهء اصفهان و آغاز جنگ و ستيز با ملاحدهء الموت بود ، چنان كه بيايد . بعد از محمد محمود بجاى او بسلطنت نشست ليكن در همان سال وفات محمد سنجر كه تا آن هنگام بيست سال خراسان و مشرق ممالك سلجوقى را در دست داشت بر برادرزاده تاخت و او را منهزم كرد و بعد بخشيد و نيابت و سلطنت عراق داد و خود سلطان همهء ممالك سلجوقى گشت . امارت سنجر در خراسان از دورهء سلطنت سلطان بركيارق آغاز شده بود . در آن هنگام خراسان دچار اغتشاش و اضطراب بود زيرا بعد از فوت ملكشاه و بروز اختلاف ميان فرزندان او ، ملك ارسلان ارغون بن الب‌ارسلان كه در عهد ملكشاه همدان و ساوه را باقطاع داشت از آنجا بنيشابور و مرو تاخت و بتدريج همهء خراسان را به تصرف