تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 181

مساهمون:

ص١٨١

شيعهء اماميهء اثنى عشريه

شيعهء اماميهء اثنى عشريه از ساير فرق شيعه در اين عهد وضع بهتر و قدرت بيشتر داشت . در دورهء اول سلطنت سلاجقه و اصولا از دورهء سلطنت سلطان محمود غزنوى ببعد سياست ضد شيعى بسيار شديدى در مشرق ايران اتخاذ شده بود و شيعيان را بعناوين مختلف آزار ميداده و ميرنجانده‌اند ، ليكن اين سياست نتوانست چندگاهى بيشتر ادامه يابد . بيشتر سلاجقهء بزرگ نسبت به شيعه دشمنى شديد مىورزيده و با آنان بدرفتارى مىكرده‌اند و خصوصا وزارت نظام الملك ، كه نسبت به غير سنيان و حتى نسبت به غير مذهب شافعى ( كه مذهب او بود ) و مذهب حنفى ( كه مذهب سلاجقه بود ) ، شديدا اظهار عناد ميكرد ، وسيلهء قاطعى براى تقويت اين سياست گرديده بود ، ليكن از اواخر عهد ملكشاه به شرحى كه خواهيم ديد با بيرون راندن نظام الملك از ميدان سياست بتدريج منتفذين شيعه در دستگاههاى تركان راه يافتند و بسيارى از آنان را هم با خود همداستان كردند . پيش از آنكه چگونگى نفوذ شيعيان را در دستگاههاى دولتى سلاجقه شرح دهيم بهتر آنست كه شمه‌يى از وضع شيعه در دورهء اول سلجوقى بيان كنيم : هنگامىكه سلاجقه بر ايران غلبه مىيافتند دورهء غلبهء امراى شيعه بر طبرستان و ديلمان و عراق عجم و خوزستان و كرمان و عراق عرب بود و بعضى از امراء زمان حتى غلامان ترك آل بويه در انديشهء برانداختن حكومت آل عباس بودند و رفتار البساسيرى كه پيش از اين آورده‌ايم « 1 » و مجاهدتى كه او براى استقرار حكومت فاطميان بر بغداد كرده بود مشهورست . پيش‌آمد حوادث به نحوى بود كه در اواسط قرن پنجم هجرى تصور زوال حكومت عباسى و غلبهء اسمعيليه و ساير فرق شيعه بر بيشتر ممالك اسلامى ميرفت و اگر در اين گيرودار تركمانان سلجوقى بر ايران غلبه نمىيافتند ، بعيد نبود كه سياست كهن نژاد
هامش
( 1 ) - رجوع شود به همين كتاب ص 164 - 165 و نيز بحاشيهء ص 104 از كتاب النقض
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 181 | ذبيح الله صفا