تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 147

مساهمون:

ص١٤٧
ميكردند . ياقوت ميگويد دوستى با من حكايت كرد كه يكى از تجار به من گفت با مردى در سيستان معامله ميكردم ، آنمرد گفت اى دوست من از خوارجم و جز حق نميگويم . . . و آنانرا لباسى خاص غير از لباس مردم ديگرست و در آن ديار معروف و مشهورند « 1 »

تعصبات و مشاجرات مذهبى

بحث در ترجيح يكى از دو مذهب حنفى و شافعى بر يكديگر و يا ساير مذاهب ، و اختلاف و مشاجرهء علماى آنها در تمام قرن پنجم و ششم داير بود ، و تقريبا ميتوان گفت كمتر شهرى بود كه از اين مشاجرات مذهبى خالى باشد . غالبا مجالسى در خدمت وزراء و امرا و سلاطين براى بحث در مسائل مذهبى منعقد ميشد و علما و ائمهء فرق مختلف و رجال و معاريف در آن حضور مىيافتند « 2 » و اين بحث‌ها و مشاجرات ائمهء فرق طبعا مايهء تحريك عوام الناس و برافروختن نايرهء تعصب در آنان ميشد و كار مشاجره و مناقشه را بمجادله و تخريب محلات و سوختن كتابخانها و كتب و نظاير اين سفاهتها ميكشانيد و اين سفيهان حتى در فتنه‌ها و مصائب سخت مانند حملهء غزان و هجوم مغول نيز از اين اختلافات دست برنميداشتند . بعد از غارت شعواء غز در نيشابور و قتل و حرق آنان « چون غزان برفتند ، مردم شهر را بسبب اختلاف مذاهب حقايد قديم بود ، هر شب فرقتى از محلتى حشر ميكردند و آتش در محلت مخالفان ميزدند تا خرابها كه از آثار غزان مانده بود اطلال شد و قحط و و با بديشان پيوست تا هركه از تيغ و شكنجه جسته بود بنياز بمرد » « 3 » . نظاير اين وقايع در بسيارى از بلاد اتفاق ميافتاد . در اصفهان بين شافعيه و حنفيه كه تحت رياست آل خجند بوده‌اند نزاع و كشمكش و تعصب مستمر بود و در رى بين شافعيه و حنفيه و شيعه ، در ساير بلاد عراق و خراسان هم اين نوع كشمكش‌هاى مذهبى دائما در جريان بود و همهء فرق خود جداگانه با اسمعيليه كه آنانرا مطلقا ملاحده ميخواندند مبارزه و نزاع داشتند . اين كشاكشها به وضع بسيار بد و با خونريزىهاى مستمر جريان داشت و بسيارى از خلق
هامش
( 1 ) - معجم البلدان ، ياقوت حموى ، ذيل عنوان سجستان ( چاپ لايپزيگ ج 3 ص 43 ) ( 2 ) - كتاب النقض چاپ تهران بتصحيح آقاى محدث سال 1331 . ص 46 و 48 و 487 - 488 و منابع متعدد ديگر . ( 3 ) - راحة الصدور ص 182