دريافت در اواخر عهدى كه مورد مطالعهء ماست وضع مذاهب اسلامى و اماكن انتشار آنها چه بوده است و اينك ما بعضى مطالب را كه از جاىجاى آن كتاب در اين باره يافتهايم بهم ميپيونديم .
وى ميگويد : « . . . بدانكه از اين قوم ( يعنى اهل سنت و جماعت ) هفت فرقت باشند : فرقت اول داوديان و ظاهر آنست كه اكنون از اصحاب داود « 1 » هيچكس نمانده است . دوم اصحاب ابو حنيفه و ايشان در اعتقاد پنج فرقت باشند : اول معتزله ، دوم نجارى ، سوم كرّامى ، چهارم مرجى ، پنجم جبرى . اهل خوارزم در فروع حنفى باشند و در اصول معتزلى و بخاريان و سوادش و رستاق كاشان حنفى باشند بر طريق نجارى و بعضى از كراميان غور و سند حنفى باشند و حنفيان كوفه و بغداد و سوادش مرجى باشند ، حنفيان بلاد خراسان و كلّ ماوراء النهر و فرغانه و بلاد ترك جبرى باشند « 2 » . . .
اما اصحاب مالك در اعتقاد پنج فرقت باشند : اول خوارج و ايشان در مغرب زمين بسيار باشند مثل تاهرت عليا و تاهرت سفلى « 3 » و در رستاقهاى اين هر دو شهر و بعضى از زمين افريقيه و مواضع ديگر « 4 » . . . فرقت دوم معتزله باشند . . . فرقت سوم مشبهه باشند و مشبههء مغرب از ديگر مشبهه تعصب بيشتر كنند . . . فرقت چهارم از مالكيان كه ايشان را سالميان خوانند و مالكيان بصره جمله سالمى باشند . . . فرقت پنجم اشعرى باشند . . . و هريك فرقت ازين پنج فرقت آن را كه بخلاف ايشان بود در اعتقاد كافر گويند . . . « 5 » اما اصحاب شافعى شش فرقت باشند . . . فرقت اول از اصحاب شافعى مشبهى باشند و در تشبيه غلو كنند مثل اهل همدان و كره و بروجرد و اصفهان و يزد و هرات و سلماس و شيراز و غير آن ؛ فرقت دوم كه ايشان خود را سلفى
هامش
( 1 ) - يعنى ابو سليمان داود بن على اصفهانى مؤسس مذهب داوديه يا ظواهريه . رجوع شود به مجلد اول از همين كتاب ، چاپ دوم ص 76
( 2 ) - تبصرة العوام ص 91
( 3 ) - تاهرت عليا و سفلى دو شهر در مغرب اقصى نزديك تلمسان .
( 4 ) - تبصرة العوام ص 96
( 5 ) - ايضا ص 97