* * * در ذيل اين مقال اشاره به چند نكته لازم است :
نخست آنكه قصد من در اينجا ذكر همهء كتب و آثار منثورى نبوده است كه از اواسط قرن پنجم تا اوايل قرن هفتم به زبان پارسى پديد آمده بلكه خواستم عدهيى از مشهورترين آنها را مذكور دارم و كتب متعدد ديگرى باقيست كه فعلا فرصت ذكر آنها براى من نيست و از آنها نسخى در كتابخانهاى ايران و تركيه و بلاد اروپا باقيست و اگر ميخواستم همهء آنها و آنچه را كه مذكور داشتهام يك جا گرد آورم ، اين مجلد كه خود بتفصيل گراييده است بسيار مفصلتر ازين ميشد .
ديگر آنكه بعضى از نويسندگان پارسى اواخر اين عهد يا تربيتيافتگان روزگاران اخير اين دوره كه اوان حملهء خونخواران مغول و تتار مىشود ، تا اواسط قرن هفتم زيستهاند ، مانند عزيز الدين نسفى و نجم الدين رازى و سعد الدين حموى كه ذكر آنان در قرن هفتم ، اوليتر مينمايد ، زيرا با آنكه هيچيك از آنان در دورهء غارتگران مغولستان تربيت نيافتهاند ، با اينحال عادت بر آن جارى شده است كه آنانرا بعهد آن ديوخويان مردم اوبار منسوب دارند . بنابرين وقتى تحقيق من در قرن هفتم آغاز شود طبعا آن كسانى را كه از اوايل قرن هفتم باقى مانده و تا اواسط آن قرن زيستهاند ، در شمار بزرگان آن دوره مذكور خواهم داشت .
مطلب ديگر آنكه ، در ذكر كتب يا نويسندگان مذكور در صحايف مقدم قصد من آن نبوده است كه بتفصيل در احوال و آثار آنان مطالعه كنم زيرا درين صورت مثنوى بهفتاد من كاغذ برميآمد . نظر من آن بود كه اشارهء اجمالى به آن آثار يا بنويسندگان آنها بشود و برخى از آثار موجود نويسندگانى كه مورد بحث قرار ميگيرند مذكور افتد تا طالبان را رهنما و رهنمونى باشد و اگر خواستند مطالعهيى جدى در نثر اين دوره كنند مقدمهيى ذهنى برايشان حاصل شده باشد .
اتفاقا نظير همين روش هم در ذكر احوال شاعران ، در كار بوده است يعنى آنجا هم بذكر عدهيى از مشهورترين شاعران زمان و رؤس مطالب در بيان احوال و
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 1035
مساهمون: ذبيح الله صفا
ص١٠٣٥