فرارى بوده است ، و در جنگى كه بين سلطان و لشكريان مغول در پاى قلعهء فرّزين بين اصفهان و همدان رخ داده بود ، او نيز حضور داشت و مسودات كتاب المعجم با ساير كتب نفيس كه همراه داشت ضايع شد .
شمس قيس بعد از گسيخته شدن شيرازهء كار خوارزمشاه در حدود سال 623 از عراق بفارس هجرت كرد و به خدمت اتابك سعد بن زنگى ( 599 - 628 ) پيوست . اتابك او را بحرمت پذيرفت و پس از اندك زمانى از جملهء ندماى خاص خويشش گردانيد و او تا پنج سال يعنى تا آخر عمر اتابك در همين حالت بود . بعد از وفات اتابك در 628 و جلوس پسرش اتابك ابو بكر باز شمس قيس همان رتبت و مكانت را داشت .
تأليف المعجم چنان كه مصنف در ديباچهء آن آورده در سال 614 به خواهش يكى از فضلا در خراسان آغاز شد ليكن بعد بر اثر مهاجرت از خراسان و سرگردانى در بلاد اين كار ناتمام ماند و حتى چنان كه گفتهايم در 617 قسمتى از يادداشتهاى وى در پاى قلعهء فرّزين پراگنده شد و بعد از چندى يكى از دهقانان قسمتى را كه بدست آورده بود بوى داد و او بعد از آنكه بفارس رفت و در ظل عنايت اتابك سعد بن زنگى و پسرش ابو بكر درآمد كتاب خود را در حدود سال 630 نوشت . اصل كتاب المعجم به عربى در بارهء عروض و قافيهء عربى و پارسى بوده و به زبان عربى نوشته شده بود ليكن شمس قيس در سال 630 به خواهش فضلاى پارس از آن كتاب مطول آنچه را به زبان پارسى و اشعار درى و فهلويات مربوط بود انتخاب كرد و كتاب كوتاهترى به زبان پارسى نوشت كه همين « المعجم فى معايير اشعار العجم » است . و ظاهرا آنچه را مربوط به اشعار عربى بود در كتابى ديگر بنام المعرب فى معايير اشعار العرب تنظيم كرد .
وى علاوه برين دو كتاب كتب ديگرى نيز داشت مانند « الكافى فى العروضين و القوافى » كه گويا همانست كه به دو قسمت شد و يكى از آن دو قسمت المعجم فارسى است - ديگر كتاب حدائق المعجم كه مفتى محمد سعد اللّه مرادآبادى از آن در كتاب ميزان الافكار فى شرح معيار الاشعار بسيار نقل كرده و غياث الدين بن جمال الدين صاحب غياث اللغات
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 1032
مساهمون: ذبيح الله صفا
ص١٠٣٢