نسخهء اجازتى كه مجد الدين بغدادى جهت رضى الدين لالا ( م . 642 ) نوشته جزو مجموعهء شمارهء 159 نسخ فارسى كتابخانهء ملى پاريس موجود است « 1 » .
عوفى اين ابيات را از مجد الدين شنيده و در لباب الالباب نقل كرده است :
هر آن كسى كه ز هجران سپر بيندازد * ز عشق خويش بعشق كسى نپردازد
هر آنكه پاى نهد در قمارخانهء عشق * نخست بازى بايد نصيبه دربازد
لب ار ببوسهء خاك درش عزيز شود * ز كبر بر فلك آن لحظه سر برافرازد
هزار بيلك تعيير « 2 » اگر خورد ز تو دل * ز عشق دم نزند خويشتن فراسازد
اگر وفا كند آن دلبر ار جفا دل من * بجز وفا نكند چون همى به دو نازد
* * *
تا مرد ز عشق خاك بر سر نكند * از جملهء عشاق تو سر برنكند
روشن نشود با تو سروكار كسى * كاو سربسر كار تو اندر نكند
* * *
ديوانه نباشد آنكه از زر ترسد * عاشق نبود هركه ز خنجر ترسد
تا چند ز سر بريدنم بيم كنى * آنكس كه سر تو دارد از سر ترسد ؟
آثار امام فخر
امام فخر الدين ابو عبد اللّه محمد بن عمر بن الحسين طبرى رازى ( م . 606 ) دانشمند بزرگ جامع معقول و منقول و از فحول علماء ايران در اواخر قرن ششم و آغاز قرن هفتم است كه پيش ازين دربارهء او چندبار سخن گفته و آثار او را در ابواب مختلف علوم معقول و منقول مذكور داشتهايم « 3 » . وى آثارى به زبان پارسى دارد كه آنها نيز بنابر وسعت دايرهء اطلاعات مؤلف در مسائل گوناگون است و از ميان آنها مهمتر و مشهورتر از همه دائرة المعارفى است از علوم متداولهء زمان بنام جامع العلوم يا حدائق الانوار فى حقائق الاسرار كه امام فخر آن را بنام علاء الدين تكش خوارزمشاه در سال 574 تأليف كرده . بعضى از نسخ اين
هامش
( 1 ) - رجوع شود به فهرست بلوشه ج 1 ص 122
( 2 ) - تعيير : سرزنش كردن
( 3 ) - همين كتاب صحايف 255 - 256 ، 217 ؛ 288 ؛ 305 - 307 ؛ 316 ؛ 323