تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة مقدمه 9

مساهمون:

صمقدمه ٩
پاك‌انديشه‌ام عباس اقبال آشتيانى طاب ثراهما و آقاى سيد حسن تقىزاده و آقاى بديع الزمان فروزانفر و آقاى جلال الدين همايى و آقاى دكتر رضازاده شفق و آقاى سعيد نفيسى و پيش از آنان مرحوم محمد حسينخان فروغى را با نظر شكر و سپاس و احترام و اغتنام نگريست كه هريك بطريقى در اين باب يا در يكى از اجزاء آن رنج برده و كار كرده‌اند ، منتهى روش كار در آنها نحوى ديگر داشت و در اين كتاب ناقابل بنوعى ديگرست ليكن من بهرحال قسمتى از كار خود را مرهون كوششها و رنجهاى اين آزاده‌مردان دانشمند مىدانم و آن فاضلان پاك‌سرشت را راهبر خود مىشمارم خاصه آقاى فروزانفر استاد فاضل دانشگاه را ، كه روش كار در اين كتاب تا حدى مرهون تعليمات قديم ايشانست . روش تحقيق نگارنده در اين كتاب آنست كه پيش از ورود در مطالعهء وضع ادبى هرعهد ، نخست بايد مقدمات آشنايى با محيط فكرى و سير افكار و عقايد و علوم را در آن دوره فراهم آورد زيرا به نظر حقير ادب فن بيان عقايد و افكار و عواطف است و علوم ادبى نيز دانشهايى است كه اين مقصود را بهتر ميسر سازد . عقايد و افكار و عواطف ، كه موضوع نظم و نثر است ، نيز به تمام معنى كلام تابع محيط مادى و معنوى هرعهد مىباشد و به هيچ روى از آن مستقل و جدا نيست . اينست كه اگر فى المثل بخواهيم علل ترقى و انحطاط افكار و اشعار حماسى را در يك عهد بشناسيم بايد حتما وضع سياسى و دينى و اجتماعى را در آن عهد كاملا مورد مطالعه قرار دهيم زيرا اين اوضاعست كه مىتواند يك ملت را به جانب مفاخرات نژادى و بيان افتخارات باستانى و قهرمانى و ملى سوق دهد و يا از آن بازدارد . با اين اشارهء مختصر معلوم شده است كه در تاريخ ادبيات هريك از ادوار بايد بعنوان مقدمه ، وضع سياسى و اجتماعى و دينى و علمى آن دوره هم مورد مطالعه قرار گيرد منتهى اين مباحث كه عنوان مقدمه دارد نبايد از ذى المقدمه درازتر شود . موضوع ديگرى كه بايد مورد توجه باشد آنست كه ادبيات را ، اگر