تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة مقدمه 8

مساهمون:

صمقدمه ٨
ملت ايران علاوه بر آنكه بلهجه‌هاى ايرانى آثار منثور و منظوم بر جاى نهاده ، در ايجاد يكى از مهمترين ادبيات جهانى يعنى ادبيات عربى نيز سهم عمده و اساسى داشته است چنان كه تدوين لغت و قواعد لسانى و تجدد و ترقى نثر و نظم آن زبان را بايد بواقع و بىوسوسهء شيطانى تعصب و خودستايى مرهون ايرانيان دانست و اين قولى است كه جملگى برآنند . اين وسعت دايرهء كار و عمل در ادب ايرانى باعث مىشود كه ما تحقيق در تاريخ ادبيات ايران را در دو دورهء ممتاز از يكديگر مورد مطالعه قرار دهيم يعنى آنچه مربوط به پيش از اسلامست جدا و آنچه مربوط به دورهء اسلامى و على الخصوص زبان پارسى درى است جدا مورد تحقيق قرار گيرد ، خاصه كه تتبع در تاريخ ادبيات ايران عهد اسلامى خود محتاج رنجهاى متمادى و تسويد اوراق كثير و جست‌وجو و مطالعهء طولانيست . اينست كه نگارندهء اين اوراق موضوع تحقيق و مطالعهء خود را تنها به يكى از اين دو عهد يعنى عهد اسلامى ، منحصر ساخت و كتاب حاضر را بشرح تاريخ ادبى ايران در عهد مذكور اختصاص داد و با آنكه مطالعه و تحقيق در تاريخ ادبيات عهد اسلامى محتاج زحمات چندين ساله است از خداوند متعال يارى طلبيد و قدم در اين راه دشوار گذاشت . اين اقدام اگرچه مقرون به تهور بسيارست ، ليكن نبايد آن را دليل خيرگى و بىباكى مؤلف دانست بلكه من با اعتراف به ناشايستگى و عدم اطلاع و فقدان استحقاق خود با برگزاشتن اين كار شگرف خواسته‌ام تنها راهى براى آيندگان گشوده و براى خود شرف تقدم در آن كار حاصل كرده باشم . پيداست كه پيش از نشر اين كتاب ناچيز تحقيقاتى بزبانهاى فارسى و غير فارسى دربارهء تاريخ ادبيات ايران شده است كه از آن ميان بايد كوششهاى مرحوم ادوارد برون و دكتر اته ( كه نخستين تاريخ ادبيات خود را به زبان انگليسى و دومين به زبان آلمانى نوشته است ) ، و همچنين مجاهدات دانشمندان بزرگ مرحوم مغفور ميرزا محمد خان قزوينى و شادروان بهشت‌آشيان ملك الشعراء بهار و دوست مرحوم فاضل و
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة مقدمه 8 | ذبيح الله صفا