تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 609

مساهمون:

ص٦٠٩
و امثال عرب در غير مورد خود معمول نبوده است . پيداست كه چون نثر و نظم قرن چهارم مبنى بر لهجهء تخاطب مشرق يعنى لهجه و لغت درى بوده است مقدار فراوانى از كلمات كه امروز متروكست در آنها وجود داشت . معلومست كه به كار رفتن اين كلمات ، از آنجهت كه در قرون بعد متروك شده ، لطمه‌يى بفصاحت آثار آن عهد نميزند . همچنين بسيارى از مفردات و تركيبات پارسى آن عهد در ادوار بعد از ميان رفته و جاى خود را بمفردات و تركيبات عربى داده است . در جزء كتب بسيار قديم فارسى كتابهايى مانند ترجمهء كتاب شاناق ( چاناكيا ) « 1 » پزشك هندى « 2 » و كتاب « بهافريد پسر ماه فرودين » « 3 » را نام برده‌اند . اگرچه در مآخذ موجود گفته شده كه اين كتب به زبان فارسى بوده است ، ليكن مسلّم نيست كه مراد از فارسى درينجا « پارسى درى » بوده است يا لهجهء ديگرى از لهجات ايرانى ، و همچنين گمان نميرود خطى كه اين كتابها را بدان نگاشتند خط عربى بوده باشد . از اوايل قرن چهارم تا اوايل قرن پنجم وجود چند كتاب را بپارسى خبر داده‌اند كه اكنون اثرى از آنها در دست نيست و از آن جمله است تفسيرى از قرآن كه ابو على جبّائى معتزلى مشهور قرن سوم ( 235 - 303 ) به فارسى نوشت « 4 » . و ديگر كتاب « المعالجة البقراطية » تأليف احمد بن محمد الطبرى پزشك ركن الدولهء ديلمى كه بنابر بعض اقوال نخست بپارسى نگاشت و سپس از پارسى به عربى
هامش
( 1 ) -canaRyaطبيب مشهور هند وزير چاندرا گوپتاcandraguptaامپراطور هندوستان بود كه در حدود 321 تا 298 سلطنت ميكرده است . ( 2 ) - اين كتاب را كنكهKanaRaپزشك هندى جنديشاپور و ابو حاتم بلخى باتفاق يكديگر در عهد خلافت هارون بپارسى يا پهلوى ترجمه كردند و از آن زبان به زبان عربى درآمد . رجوع شود به كتاب تاريخ علوم عقلى تأليف دكتر صفا ، ج 1 چاپ تهران 1331 ( چاپ اول ) ص 87 - 88 و طبقات الاطباء ابن ابى اصيبعه ج 2 ص 32 - 33 ( 3 ) - وى در اواخر عهد اموى در خراسان ظهور كرد و بسال 130 بفرمان ابو مسلم بقتل رسيد . رجوع شود به آثار الباقيه ص 210 - 211 ( 4 ) - رجوع شود به همين كتاب ص 273 و الحضارة الاسلامية ترجمه از آدام متز چاپ مصر ج 1 ص 332