تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ احمدشاهى ( فارسي ) — صفحة 570

مساهمون:

ص٥٧٠
جلال افتاده ، لواى عزيمت افراختند . پادشاه كواكب‌احتشام نيز روز جمعه غرّهء ماه محرم الحرام به اتفاق فرزند اكبر ارشد ارجمند ، والاجاه تيمور شاه ، عازم منزل مقصود گشته ، پاى فلك‌فرسا به ركاب ظفرانتساب درآوردند . در آن وقت خروش ناى و نفير پرده‌گشاى مسامع افلاكيان گرديد .
نمودند دم در دم كرّنا * رساندند بر چرخ هفتم صدا به فرمان شه ناى بنواختند * لواى جهانگيرى افراختند شهنشه درآورد پا در ركاب * برآمد به چرخ بلند آفتاب سران سپاه قيامت‌شكوه * روان در ركابش چو البرز كوه
و در اين سفر خيراثر ، شاهزادهء بلنداختر ، شاهزاده سكندر و شاهزاده پرويز و شاهزاده داراب را فيض‌اندوز موكب فيروز نموده ، ظفرآسا ملازم‌ركاب نصرت انتساب ساختند .
چو فرمود نهضت شه كامكار * همه تاجداران ذى اقتدار به راهش سر خود قدم ساختند * لواى عزيمت برافراختند همه سروران صف زده بر سرش * زمين تنگ گرديد بر لشكرش اميران ذى شان عالىمقام * به همراه جمعيت خود تمام چو توفيق و اقبال و فتح و ظفر * ببستند در موكب شه كمر خديو جهان ، شاه گيتىپناه * شكارافكنان طى همى كرد راه
الحاصل آن شهسوار عرصهء وجود ، با طالع فيروزبخت مسعود . متوجه منزل مقصود گشته ، دار الرفاه فراه را مركز رايات فلك‌فرسا ساختند و از آن منزل ، پادشاه خورشيدكلاه تائيدسپاه تيمور شاه ، با خدم و حشم از اردوى كيهان‌پو پيش افتاده ، رايات جاه و جلال به سمت دار السلطنهء هرات افراختند و بعد از ورود به آن ولايت به تدارك و تهيهء پيشكش و انجام ضيافت والد سليمان‌حشمت پرداخته ، فرمان دادند كه اهل سوق و حرفه ، بازار و كوچه را آذين بسته در و ديوار دكاكين را به زربفت زيبا و اطلس ديبا بيارايند و طبقه به طبقه موضع و موقع متعلق به خود را از هردو طرف مزين به لآلى شاهوار ساخته ، جميع كوچه و بازار از تعليق نفايس و ملابس نادره‌كار ، نظرفريب اهل روزگار نمايند و تا هنگام ورود خاقان اقبال‌سپاه ، بارگاه حشمت و جاه را نيز در كمال خوبى و نظرفريبى آذين بسته ، رشك نگارخانهء چين سازند و آن شهر وسعت‌بهر را از وفور چراغان ، ضياافزاى انجم طارم هفتم ساخته ، در روز ورود آن حضرت از دروازهء شهر تا درب دولت‌خانهء
تاريخ احمدشاهى ( فارسي ) — صفحة 570 | محمود الحسينى بن ابراهيم جامى / محمد سرور مولايى