تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ احمدشاهى ( فارسي ) — صفحة 567

مساهمون:

ص٥٦٧
فتنه‌انگيزى و هنگامه‌جويى مىباشد و حكام بعض مملكت خراسان چون على مردان خان زنگويى و عبد العلى خان عرب ميش‌مست ، مالك الكاى ترشيز ، به اغوا و اغراء او در اداى باج و خراج ولاياتى كه متعلق به آن قرة العين دولت و اقبال مىباشد ، تغافل و اهمال نموده ، به لطايف الحيل مىگذرانند . شاهنشاه سليمان شكوه سكندرشان ، از اصغاى اين اخبار ، فسخ عزيمت هندوستان كرده و تنبيه كفار آن ولايت را معوق و مؤخر به سال ديگر داشته ، قلع و قمع هنگامه‌جويان و محال‌انديشان ولايت خراسان را پيش‌نهاد خاطر آفتاب‌مظاهر ساختند .

ذكر تفويض منصب وزارت به شاه ولى خان باميزيى وزير سابق

شاه ولى خان وزير كه سابق بر اين به مقتضاى وساوس شيطانى ، نقد اخلاص و وفاق را به غل و غش نفاق مغشوش ساخته ، به استصواب شاه والاجاه تيمور شاه از منصب وزارت معزول شده بود ، در اين آوان چون به‌نظر امعان در معاملهء خود رسيده و از نفاق جز خسران جاويد سودى نديده ، به ديدهء پيش‌بينى مشاهده نمود كه اگر از در فرمان‌برى و خدمت‌گزارى درنيايد ، عاقبت خان و مان ديرينه‌سالش انهدام و استيصال پذيرفته از بنياد درآيد ، لاجرم به صلاح‌ديد خرد - كه در امثال اين احوال ازپا افتادگان را دست مىگيرد - دست استيمان به دامان استشفاع زده و ندامت و خجالت را عذر جنايت كرده و به وساطت آن قرهء باصرهء دين و دولت استدعاى عفو معصيت كرد . اگرچه خبث‌طينت آن حق‌ناشناس بر شاه روشن‌ضمير مروت‌اساس ، اظهر من الشمس و انور من الامس بود ، ليكن از آنجا كه نوميد نمودن ملتجيان و مأيوس فرمودن از پا افتادگان خلاف آئين مروت اين دودمان فتوت‌نشان مىباشد ، رقم عفو بر جرايد جرايم او كشيده ، از خدمت والد سليمان حشمت مستدعى سربلند ساختن او گرديدند . بيت .
شه نامدار مروت پناه * خديو فلك‌قدر ، تيمور شاه شدى پيش شاهنشه نامجوى * ز رأفت شفيع گناهان اوى كه او را به دستور سابق ، وزير * نمايد شه عادل ملك‌گير
خاقان بلنداقبال فيروزمند بنابر استدعاى گرامى خلف ارجمند ، او را منظور انظار عنايت فرموده ، تارك افتخارش را به اعتبار سرفرازى منصب وزارت بر اوج طارم عزت رسانيدند .
تاريخ احمدشاهى ( فارسي ) — صفحة 567 | محمود الحسينى بن ابراهيم جامى / محمد سرور مولايى