نخوانند بهر چه بيت الشرف * كه خورشيد را هست آنجا شعف
سزد گر تفاخر كند بر سپهر * كه گرديد آن منزل ماه و مهر
القصه شاهنشاه سليمانجاه ، بعد از ورود پادشاه خورشيدكلاه به بسط بساط مسرت و كامرانى پرداخته ، اريكهآراى نشاط و شادمانى گرديدند و خان جان خان سردار را كه به صوبهدارى ولايت ديرهجات عزّ امتياز بخشيده بودند ، با بهادران تهمتنتوان و نصير خان حاكم بلوچستان احضار نموده ، سرخيلان و سرداران سپاه فيروزىنشان را به موكب فيروزىكوكب طلبيدند . بيت .
شدى عزم خاقان فيروز رزم * به تأديب اهل خراسان جزم
به تنبيه نصر اللّه كينهخواه * ز هر سو به جنبش درآمد سپاه
[ وقايع سال بيست و چهارم ]
ذكر چگونگى وقايع سال بيست و چهارم كشورگشايى اين فرمانفرماى ممالك جهان و كيفيت ارتفاع الويهء عظمت و شان بهسمت مملكت خراسان
در موسمى كه فرّاش نسيم نكهتآئين ، بهجهت ورود مقدم سلطان فروردين ، خرگاه زمردين در روى زمين افراخته و فرمانده گلشن هرات چمن را به انواع گلهاى رنگارنگ آذين بسته ، تحف اقمشهء چاربازار سبزه را پاانداز فرمانفرمايى ربيع انداخت و تختگاه گلشن را به لالههاى چمنافروز چراغان كرده ، دشت و صحرا را روشن و مزين ساخت و شاهنشاه بهار با افواج رياحين و ازهار ، رايت عظمت و قتدار به خراسان روزگار افراشته و عساكر سبزه مشهد چمن را محصور نموده به تسخير آن بقعهء شريف پرداخت ، فرمان فرمانرواى زمان نيز شرف نفاذ يافت كه پيشكاران بارگاه سلطانى و كارپردازان درگاه خاقانى ، پيشخانهء ظفرآشيانه را در چمن قولى برده ، به زير فلك قمر آسمان ديگر بر افرازند . پيشتازان و چرخچيان لشكر فيروزىاثر چون فتح و ظفر پيشپيش موكب جاه و جلال رفته و سورساتچيان سپاه اقبال نيز جيره و عليق الدواب بهجهت لشكر ظفرپيكر آماده و ميسّر سازند . فرمانبران حسب الفرمان معمول داشته در منزل چمن قولى بارگاهى كه به سان عرش در غايت ارتفاع و سراپردهاى كه به سان آسمان در نهايت اتساع بود ، افراخته در ميان آن فرشهاى گوناگون و بساطهاى بوقلمون انداختند و چرخچيان و پيشتازان و سورساتچيان عبوديت سگال ، چون دولت و اقبال ، پيشپيش موكب جاه و