تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ احمدشاهى ( فارسي ) — صفحة 515

مساهمون:

ص٥١٥
جاده‌پيماى دولت و اقبال و مرحله‌آراى عزّ و جلال گشته ، شكارافگنان و تماشاكنان ، طريق توفيق مىپيمودند و به تأنّى و وقار ، طى منازل و قطع مراحل مىفرمودند ، تا اين‌كه به هم‌عنانى تائيدات خالق لايزال ، قرين دولت و اقبال به دار السلطنهء كابل نزول اجلال نموده ، سكنهء آن مكان را به انواع رأفت و مرحمت آسوده‌حال و مرفه البال نمودند .

در بيان مأمور شدن خان جان خان سردار به تنبيه فسادانديشان كفرهء ضلالت‌شعار و نهضت حضرت اعلى شاهى به صوب اشرف البلاد احمد شاهى و رفتن جنود قاهره به تأديب عنايت هزاره

در اين ايام سعادت‌انجام خجسته‌آثار ، به اظهار مخبران صادق الاخبار و اخبار راستىپيشگان درست‌گفتار ، چگونگى احوال ممالك وسيع المسالك هندوستان ، بدين منوال معروض باريافتگان پايهء سرير دولت و اقبال گرديد كه سركشان كفرهء ضلالت‌كيش و مفسده‌جويان واقعه‌طلب باطل‌انديش ، بعد از معاودت موكب ظفرپرور ، پا از گليم پايه‌شناسى فراتر گذاشته ، مكرم خان كلهر صوبه‌دار لاهور را به قتل آورده‌اند و آن گروه شقاوت‌پژوه را به اين جهت دود نخوت به سر پيچيده و با متجنّدهء موفور به‌سمت ولايت سرهند حركت نموده و به زين خان صوبه‌دار آنجا نيز درآويخته ، ابواب و بال و نكال بر روى خود گشاده‌اند . پادشاه مويد كامكار به مجرد استماع اين اخبار ، خان جان خان سردار با قشونهاى قزلباشيه ، تحت مراد خان و دستهء ظفرپيوستهء جوانشير و سپاه پشاورى و بردرّانى ، مأمور به قلع آن جمع واجب القمع نموده ، حكم فرمودند كه مشار اليه بر جناح استعجال متوجه استيصال كفرهء ضال گردد و بعد از رفتن خان جان خان سردار ، خود نيز در فصل پائيز از دار السلطنهء كابل برآمده و عنان توسن اقبال را به صوب اشرف البلاد احمد شاهى انعطاف داده ، در اندك زمانى قلعهء مزبور را از فرّ قدوم ميمنت‌لزوم ، سركوب حصار افلاك و شرف‌بخش مركز خاك ساختند و بعد از ورود در آنجا به مسامع حقايق مجامع و الا رسيد كه سرگشتهء هامون شقاوت و بىخردى ، عنايت حاكم هزارهء ده‌كندى - كه فيما بين هرات و احمد شاهى ساكن است - سر تمرّد و بىآزرمى از گريبان خمول و گم‌نامى برآورده ، راه بغى و عصيان مىپويد و به خيال محال و تمناى بىجا پا از حد خويش فراتر و پيش‌نهاده و از شاه‌راه اطاعت و بندگى انحراف ورزيده ، مصدر حركات ناهنجار مىگردد و بالفعل هم كه قلعهء احمد شاهى مركز رايات