تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ احمدشاهى ( فارسي ) — صفحة 513

مساهمون:

ص٥١٣
تطاول ، رخش يغما و چپاول به‌سمت امين‌آباد انگيخته ، اموال سكنهء آنجا را نيز تاخت‌وتاز نمود . محبت خان ضبطبيگى كه از حضور فيض گنجور پادشاه خورشيدطالع مأمور به محافظت و محارست طرق و شوارع گشته و بر پشتهء بزرگى - كه به اين سمت امين‌آباد واقع است - سنگر بسته و در آنجا نشسته بود ، از دست‌برد آن رهگراى بوادى گمراهى ، اطلاع و آگاهى يافته ، به تعاقب پرداخته و مال سكنهء امين‌آباد را با موازى سى نيزه‌سر ، از آن گروه نكبت‌اثر گرفته و مراجعت به سنگر كرده ، اموال را تمام و كمال به صاحبان مال داده و عريضه‌اى متضمن و محتوى بر سرگذشت احوال و مشعر و مشتمل بر مزيد خيرگى كفرهء ضال ، به ايستادگان پايهء سرير جاه و جلال نوشته به درگاه اعلى فرستاد .
ز ناپاكى چرتهء تيره‌روز * چو گرديد آگه ، شه كفرسوز زبانه زده آتش غيرتش * شد افراخته رايت شوكتش به تنبيه آن مفسد بىحيا * برآمد ز لاهور كشورگشا
از آنجا كه چرتهء فسادپيشهء باطل‌انديش ، نيروى طالع خورشيدمطالع خديو نصرت‌كيش و سطوت و صلابت عساكر ظفرمآثر را بارها در معارك رزم و هيجا آزموده بود ، قبل از ظهور طليعهء موكب فيروز ، از سطوت اقبال شاهنشاه كفرسوز ، جگر باخته به پايمردى فرار خود را به نزد كوجر سنگ رسانيد و به اتفاق كوجر خائب و خاسر ، قرين مشقت و بخت‌رميدگى ، به هزاران محنت و سرگشتگى ، رهنورد باديهء مذلت و آوارگى گشته ، رخت نكبت و خسران به دار الامان ملتان كشيد . حضرت اعلى شاهى ظل اللهى ، چند منزلى به تعاقب او شتافته و اثرى از آن مفسد هنگامه‌جو نيافته مراجعت به دار السلطنهء لاهور فرمودند و چون ايام زمستان به انتها انجاميد ، طليعهء موكب سلطان بهار نزديك رسيده بود ، رأى جهان‌آرا چنان اقتضا نمود كه الويهء نهضت و اعلام معاودت به جانب دار السلطنهء كابل برافرازند و اشرف البلاد احمد شاهى را به ميامن قدوم ميمنت‌لزوم ، رشك بيت الشرف خورشيد سازند . بناء على هذا محبت خان ضبطبيگى و مكرم خان برادر بوستان خان مستوفى الممالك را به‌جهت آوردن طويله و قاطرخانه به موضع وزيرآباد فرستاده مقرر فرمودند كه سورسات‌چيان موكب اقبال نيز منزل به منزل ، سورسات لشكر ظفرپيكر را به قدر كفاف مهيا و ميسّر ساخته ، تا هنگام ورود عساكر كيوان‌شكوه نگاه دارند .
تاريخ احمدشاهى ( فارسي ) — صفحة 513 | محمود الحسينى بن ابراهيم جامى / محمد سرور مولايى