تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ احمدشاهى ( فارسي ) — صفحة 484

مساهمون:

ص٤٨٤
به سبب ارتكاب آن عمل ناشايسته مورد خطاب و عتاب خواهد شد ، لاجرم در سال قبل ، پيش از ظهور طليعهء موكب جهان‌گشا ، از بلدهء شاه جهان‌آباد برآمده در زاويهء خمول و گمنامى مخفى و متوارى گرديد . خلص سخن اينكه خاقان مروت‌منش قدسىنژاد ، بعد از ورود به دار الخلافهء شاه جهان‌آباد ، مزبور را از سلطنت هندوستان خلع نموده ، عالىگهر پسر عالم‌گير را قايم مقام پدر و به فرمان‌روايى آن ولايت كثير الفسحت معزّز و مفتخر فرمودند . شجاع الدوله پسر ابو المنصور خان را به رتبهء وزارت آن والامرتبت ، عزّ امتياز بخشيده ، نجيب خان روهيله را به تفويض منصب مير بخشىگرى سربلند و مستظهر نمودند و بعد از انتظام امور آن محال به همعنانى تائيدات خالق لايزال ، عنان توسن دولت و اقبال را به صوب مستقر جاه و جلال منعطف ساخته ، الويهء حشمت و جهان‌پناهى به جانب كابل و احمد شاهى افراختند و در اسعد ساعات و اشرف ازمنه و اوقات مرحله‌آرا و باديه‌پيما گشته ، شكارافگنان و تماشاكنان ، در اوايل تابستان دار السلطنهء كابل را مركز رايات فلك‌فرسا ساختند .

ذكر سوانح ممالك تركستان

سابقا مرقوم قلم وقايع‌رقم حقايق‌نگار گرديده كه در ولايات تركستان فيما بين نواب خان سردار و رؤساى ايلات آن ديار ، غبار نقارى به هم رسيده بود و به اين سبب هريك از هنگامه‌جويان واقعه‌طلب ، به هواى خودسرى ، راه مخالفت و فتنه‌انگيزى مىپيمود و از آن جمله موسى خواجه نام ازبك با شش هزار سوار جرّار نبردآزما ، از ولايت بخارا به عزم فسادانديشى به محال قريشى آمده ، از درياى آمو « 1 » گذشت و ايزباسر - كه با عطاء اللّه خان سپهسالار قرابت داشت - به موسى خواجه مزبور اتفاق نموده ، مصدر بغى و عصيان گشت . چنانچه هردو با جمعيت موفور قلعهء آقچه را - كه در تصرف عطاء اللّه خان مذكور بود - محصور ساخته دهات متعلق به آقچه را متصرف گشتند و راه نجات ، بر حاكم آقچه ، عطاء اللّه خان سپهسالار بستند . چون اين خبر را سردار شنيد ، عجالتا از بلخ كوچ كرده ، به داعيهء كمك و امداد سپهسالار ، در پنج فرسخى آقچه فرود
هامش
( 1 ) . متن : درياى عمان .