تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ احمدشاهى ( فارسي ) — صفحة 483

مساهمون:

ص٤٨٣
مقارن اين حال سعادت‌اشتمال - كه بر بهار طبع اعتدال‌آثار شاهنشاه مويّد كامكار بهار ديگر افزوده بود - رأى جهان‌آراى صواب‌نما چنان اقتضا فرمود كه سايهء آسمان ، پايهء عاطفت و ظلّ ظليل مرحمت و عنايت بر مفارق اهالى شاه جهان‌آباد افگنده ، به تجديد رونق دولت از دست رفتهء سلاطين گوركانيه پردازند و بعد از آن رايات جهانگشايى و الويهء عالم‌آرايى به صوب دار السلطنهء كابل برافرازند . بناء على هذا از منزل پانىپت قرين فتح و نصرت ، با جنودنصر و تائيد الهى و صلابت و شكوه شاهنشاهى مرحله‌آرا گشته ، پرتو نزول و شعشعهء وصول بر ساحت دار الخلافهء مزبور انداختند و جميع بزرگان و اعزّه و اعيان شهر را - كه به ملازمت و استقبال مبادرت نموده ، غبار مواكب جهان‌نورد را پيرايهء آبروى سعادت ابدى خود كرده بودند - هريك را درخور قدر و منزلت به عنايت بىنهايت نواختند و در همين اوان محبت‌توأمان ، افسر سلطنت و دارايى ممالك هندوستان و تاج رياست و فرمان‌روايى آن ولايت نزهت‌نشان را به نقاوهء خاندان عليهء صاحب‌قرانيّه و سلالهء دودمان بهيهء گوركانيه ، عالىگهر ، پسر شاه والاجاه عالم‌گير شاه بخشيده ، رتق و فتق مهمات آن ممالك وسيع الفسحت را مفوّض به آن نتيجهء سلاطين سپهرمنزلت ساختند . تبيين اين مقال بر سبيل اجمال آنكه سابقا سمت تحرير پذيرفته كه شاهنشاه سكندرطالع سليمان‌تمكين و پادشاه تاج‌بخش خداياور فيروزىقرين ، دارايى و ولايت هندوستان زمين را به شاه والاپايگاه عالم‌گير شاه واگذاشته ، وزارت او را مثل ايام سابق ، به غازى الدين خان مفوض و مرجوع داشته ، خود به دولت و اقبال رايات جاه و جلال ، به سمت كابل و قندهار افراشتند . در همان اوان غازى الدين خان وزير بعد از مراجعت كيهان‌خديو كشورگير ، چشم از حقوق نعمت چندين سالهء سلطنت عليهء گوركانيه پوشيده و ملهار و جنكو را - كه سركرده‌هاى نامى طايفهء مرهته بودند - از سمت راجواره طلبيده ، به هم‌دستى سركردگان مشار اليهما ، عالم‌گير شاه بىگناه را شربت شهادت چشانيد [ . . . ] « 1 » به غرض كامراوايى خود آورده و دست‌آويز كرده جالس سرير سلطنت گردانيد . چون‌كه آن حق‌ناشناس ضلالت‌مقرون مراحم گوناگون و مكارم روزافزون خديو تاج‌بخش سلاطين‌پناه را دربارهء عالم‌گير شاه مبذول ديده ، مىدانست كه
هامش
( 1 ) . در اينجا به اندازهء يك سطر سفيده مانده است كه ظاهرا قصد ، قيد نام و صفات همان درويش كه دستاويز قرار گرفت بوده است و چون براى مؤلف صورت درست آن محقق نبوده ، سفيد گذاشته شده است .