تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ احمدشاهى ( فارسي ) — صفحة 470

مساهمون:

ص٤٧٠
درانداخت آن پردلان را به جنگ * كه ريزند بر خصم ، برق از تفنگ ز دود و شرار تفك در زمان * نمودار شد انجم آسمان شرار تفك شد به چرخ برين * كه جا تنگ بود از سپه بر زمين به ميدان غلامان دشمن‌شكار * فشردند پاى قرار استوار قبا آهنان قيامت‌شكوه * كشيدند در پيش آن سيل ، كوه نبردآزمايان بهرام‌جنگ * فتادند در هم چو شير و پلنگ

ذكر تعيين حسن خان الكوزيى به كمك شاه ولى خان باميزيى

در اين ثنا از جانب شاه ولى خان وزير خبر آمد كه سواى جماعت ستيزه‌جوى سابق ، جمعى از كافر بدگهر ، ضميمهء جيش فتنه‌پرور گشته ، بر شاه ولى خان زور آورده ، هنگامهء جنگ و پرخاش گرم‌تر ساختند . خديو بىهمال به مجرد اصغاى اين مقال ، حسن خان درّانى اليكوزيى را به دفع فتنهء ارباب ضلال مأمور نموده به كمك دستور ارسطوخصال روانه ساختند و حضرتش نيز ظلال افسر دولت و اقبال بر مفارق مجاهدان ظفراشتمال آن طرف انداختند . حسن خان نام‌جو بر جناح عجلت بدان سو شتافته و صفوف نكبت‌مألوف اشقيا را - كه دسته دسته از پى هم رسيده رسيده صورت‌نماى معنى
« ظُلُماتٌ بَعْضُها فَوْقَ بَعْضٍ »
گشته بودند - به شعله‌افروزى شمشير برق‌نظير ، از هم شكافته لازمهء شجاعت و مردانگى به ظهور مىرسانيد و جمعيت بىحميت اعدا را به حملات كوه‌ربا پريشان و متفرق مىگردانيد . در وقتى كه فرمان‌ده بحر و بر تماشاى آن معركهء فيروزى و فر مىفرمود ، بارو خان عمله‌باشى سركار خاصهء شريفه كه از براى استخبار احوال ، هر طرف تردّد به ميدان مىكرد و دسته‌هاى افواج ظفرنمون را به هر جانب كه ضرور مىشد ، به موجب حكم همايون به جنگ مىبرد ، آمده عرض نمود كه از طرف كفّار زور بر سمت ميمنه بسيار است . اعلى حضرت قدرقدرت امير خان چنداول‌باشى را كه سركردهء ايل جوانشير و در صغر سن جنگ‌آور بىهمال و فايق بر معركه‌آرايان كهن‌سال است ، با دستهء چنداولان ، امر به اطفاى نايره و شورش كافران نموده ، مقرر فرمودند كه بارو خان عالىجاه مشار اليه را با جماعت جوانشير و چنداولان تحت او برداشته از پشت سر مخالفان برده ، به جايى برساند كه بر كمر آن گروه عصيان‌پژوه بزنند
تاريخ احمدشاهى ( فارسي ) — صفحة 470 | محمود الحسينى بن ابراهيم جامى / محمد سرور مولايى