ز فطرت بلندى ، شه نكتهجو * به كرسى نشانده سخن را نكو
به عهدش سخنور شده بهرهور * ز نخل تمنّاى خود چيده بر
درين حرف دارد كسى گر سخن * تفحّص كند صدقش از حال من
كه اول ز من بخت مىكرد رم * شب و روز بودم همآغوش غم
كنون از عنايات شاه ز من * به عزّت رسيدم ز عزّ سخن
ز قربش شدم در جهان روشناس * ز مدحش نمودم شرف اقتباس
كيفيت ادراك شرف ملازمت كيميا خاصيت آنكه چون طبيعت قدسىطينت پادشاه تائيد سپاه ، به نوشتن احوال فرخنده انجام ، شوق تمام و رغبت مالاكلام داشت و رأى جهانآراى صوابنما ، مقتضى اين بود كه تدبيرات صايبه و افكار ثاقبه و فتوحات نمايان و صادرات و واردات زمان دولت جاويدنشان - كه دستور العمل سلاطين جهان و قانون فرمانروايى خواقين دوران است - بىشايبهء تبديل و تغيير به سلك تحرير و رشتهء تسطير درآيد و نام نامى همايون - كه فى الحقيقت زيب و زينت اوراق صحيفهء ربع مسكون است - بر جرايد روزگار به طريق يادگار بماند تا باعث انتشار آثار نيكنامى نواب همايون و موجب اشتهار و بلندآوازگى اين دولت روزافزون گردد و هم قانون مملكتآرايى فرمانروايان دهر و سرمشق كشورگشايى شهرياران عصر بوده ، پادشاهان آينده را نيز به كار آيد . بناء على هذا بهدست آوردن چنان منشى شايسته كه به حليهء مطلبنويسى و شيرينكلامى آراسته و لياقت وصّافى و مديحسگالى داشته باشد ، به عهدهء يكهتاز مضمار فراست و سرافرازى محمد تقى خان شيرازى كه مرد سخنسنج نكتهدان و صاحباختيار ماليات و مهمات ممالك موضوعهء ايران بود مقرّر شد و چون طرز كلام فصاحت انتظام و شيوهء سخن ملاحت انجام عاليجاه معلّى جايگاه سلالة النجباء العظام و خلاصة الشرفاء الكرام ، مخدومى اوستادى ميرزا مهدى خان استرآبادى مصنّف « تاريخ نادرشاهى » مستحسن طبع دشوارپسند و مرغوب خاطر آسمانپيوند پادشاه مؤيّد اقبالمند افتاده بود ، حكم همايون به شرف نفاذ مقرون شد كه يك نفر منشى سخنسنج حقيقتآگاه از منشيان ايام نادر شاه كه به طرز تاريخ نادرى مطلب را به عبارات واضح مبرّا از اغراق و مضامين رنگين لايح خالى از اغراق ، بر صفحهء بيان تواند نگاشت ، پيدا نموده در خدمت فلك رفعت ، معروض دارد و مشار اليه به موجب اشارات و الا ، هميشه اوقات در سراغ و جستوجو مىبود و به هرجا كه مىرسيد تفحص منشى مطلبنويس مىنمود ، تا اينكه در سال ايتئيل تركى مطابق سنهء 1167 هجرى كه ولايت مشهد به ضرب شمشير غازيان