تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ احمدشاهى ( فارسي ) — صفحة 45

مساهمون:

ص٤٥
انشاءپردازى و نكته‌آرايى و حدوث انواع عوايق و پريشانى ، طرز سخن‌سرايى و شيوهء شيرين‌كلامى از ياد رفته ، لياقت وصّافى اين خديو كشور صورت و معنى نداشتم ، امّا از آنجا كه از فرمان ولىنعمت خود عدول نمودن ، خلاف شيوهء ارباب لباب و مخالف رويهء اصحاب دانش و منافى طريقهء اهل آداب است ، بنابراين جرأت اظهار اعتذار در آن باب ننموده ، با وصف نادانى و عدم لياقت و فقدان شايستگى ، به مضمون « المأمور معذور » متقبّل اين شغل جليل و امر نبيل گرديدم .
ز فرمان خسرو نكردم عدول * نهادم به عينين دست قبول ز اقبال و الا مدد خواستم * زبان ثناگوى آراستم نوشتم ز وصف شه ارجمند * به نادانى خود حكايات چند به مجلس ببردم و خواندم تمام * رساندم به سمع شه جم مقام ز لطف و كرم خسرو ارجمند * بفرمود طرز كلامم پسند خزف‌هاى بيقدر بحر خيال * بيفتاد مقبول طبع جلال گهروار در سلك تحسين كشيد * ببخشيد از لطف و شفقت نويد ز تحسين خاقان مالك‌رقاب * پذيرفت همچون گهر آب‌وتاب ستودند اهل بلاغت تمام * كه بودند با شاه دين هم‌كلام چه خان علوم و چه ادريس خان * چه ملّا شريف و چه ديگر كسان كه هريك نهنگ‌اند در بحر علم * خصوصا كه آخوند ادريس حلم به فضل و به دانش ندارد نظير * بود طفل در مكتبش چرخ پير بسى گشت محظوظ ازين داستان * دعا كرد از بهر كشورستان كه اوصاف نيك شه كام‌كار * شود نقش بر صفحهء روزگار پس از اين دعا ، شاه والانژاد * ز احوال پشينيان كرد ياد بفرمود دنيا ندارد وفا * بود بىوفا اين سپنجىسرا وفايى نكرده به پيغمبران * نماندند شاهنشهان در جهان سليمان ، وفايى ز عالم نديد * كه بيند وفا چون سليمان نديد ؟ سكندر كه جان را سپر كرد و رفت * ز آيينه قطع‌نظر كرد و رفت فريدون كه برد از پى گنج ، رنج * به زيرزمين رفت آخر چو گنج پى جام اگر جم بسى رنج برد * از آن جام ، آبى به عشرت نخورد
تاريخ احمدشاهى ( فارسي ) — صفحة 45 | محمود الحسينى بن ابراهيم جامى / محمد سرور مولايى