و روايح فوايح صلوات و درود نامعدود ، و نسايم عنبر شمايم تسليمات و تحيات غيرمحدود ، نثار مرقد مطهّر و مضجع مقدّس منوّر حضرت خير البشر و شافع يوم المحشر ، خاتم النبيين و سيد المرسلين ، قايل قول « كنت نبيا و آدم بين الماء و الطّين » حبيب رب العالمين كه آيه وافى هدايهء
« إِنَّكَ لَعَلى خُلُقٍ عَظِيمٍ »
در شأن اوست و كلمهء طيّبهء « محمد رسول اللّه » كوس دولت هدايت عنوان او :
جلابخش مرآت پيغمبرى * طرازندهء مسند سرورى
وجودش گل گلشن كاينات * ز خاك درش زنده آب حيات
در انگشت او خاتم سرورى * قوى پشتش از مهر پيغمبرى
اعنى محمّد مصطفى صلى اللّه عليه و آله و خلفاى كبار و آل اطهار او - رضى اللّه عنهم - كه اركان اربعهء اساس ايمان و هاديان صراط المستقيم معرفت و ايقاناند . امّا بعد ، بر ضماير بيضاى نظاير ارباب كياست و دانش و اصحاب فراست و بينش ، مستور نخواهد بود كه هرگاه حكمت بالغهء جناب اقدس الهى به اصلاح مفاسد عالم كون و فساد و اطفاى نايرهء ظلم و بيداد اهل جور و عناد قرار گيرد و خواهد كه كهن بناى ساحت امكان و اساس مزمن از هم ريختهء كارگاه جهان ، از سر نو زيب و زينت پذيرد ، به مقتضاى حكمت كامله و اقتضاى عنايت شامله ، زمام عدالت و خلايقنوازى و عنان مهام سلطنت و جهانطرازى ، به كف اقتدار و قبضه اختيار اقبالمندى سپارد كه او در ازاى شكرانهء آن موهبت عظمى و عطيه كبرى ، مرهم رأفت و احسان بر جراحات دلهاى مظلومان روزگار و ستمديدگان چرخ جفاكار گذارد و همگى نيّت حق طويّت در اجراى اوامر الهى و تقويت شريعت مطهّر حضرت رسالت پناهى ، صلى اللّه عليه و سلم ، مصروف دارد و از رسوم ظلم و تعدى و بىحسابى اثرى بر صفحهء روزگار نگذارد و شحنه قهرش موذىروشان مردمآزار را مانند مار پوست از تن درست برآرد ،
دهد در جهان خالق بىنياز * كسى را به شاهنشهى امتياز
كه يابد از او رسم احمد ، نوى * ز تيغش شود پشت ملت قوى
نهد بار دولت كسى را به دوش * كه او آتش ظلم سازد خموش
به گردنفرازى دهد اقتدار * كه دوران به عهدش كند افتخار
دهد پادشاهى به آن نيكبخت * كه نازد به اقبال او تاج و تخت
فروزان شود اخترى ز آسمان * كه سازد ز بختش جهان را جوان
جهانپرورى را دهد خسروى * كه سازد اساس عدالت قوى