تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ احمدشاهى ( فارسي ) — صفحة 419

مساهمون:

ص٤١٩
به خوبى نظيرش نباشد دگر * به دهلى بود نام او مشتهر چه رنگين بهشتى است پر حسن و ناز * در او حوروش گلرخان جلوه‌ساز گل و سنبل و سرو آن گلستان * بود چهره و زلف و قدّ بتان در او هر طرف گلرخى جلوه‌گر * نگه از تماشاش باغ نظر شده پيش نظّارگى آشكار * كه جوشد ز هر گل زمين نوبهار گل و سبزه‌اش دوش بر دوش هم * ز كيفيت جلوه مدهوش هم عمارات عالى آن بوستان * زدى طعنه بر رفعت آسمان فتاده در او سيم و زر بىشمار * در و بام هر خانه‌اش زرنگار ز هر باب جنسى فراوان در او * مهيا بسى برگ و سامان در او زر و سيم بر روى هم ريخته * در و لعل در هر قدم ريخته ز هر جنس لبريز بازارها * جواهر فتاده به خروارها ز فرش سقرلاطهاى گزين * زدى طعنه بر چرخ اطلس ، زمين بياراسته خانه را هر كسى * ز كمخاب و زربفت و بكرس بسى به هر گوشه خانى بياراسته * مهيا در او هرچه دل خواسته مربا و حلوا كه دلچسب بود * ز شيرنى جلوه دل مىربود همه چيز آن دلكش و دل‌ربا * به عصيان ولى مردمش مبتلا درآمد چو القصه در وى سپاه * به دنبال آن فرقهء رو سياه نكردند رحمى دليران دين * به قدر سر مو بر آن مشركين به شمشير و خنجر كران تا كران * بريدند سرهاى آن مدبران گروهى از آن عرصهء رستخيز * چو ديدند مسدود راه گريز به هر خانه جستند آنها پناه * جهان گشت در چشم ايشان سياه
الحاصل جماعت روهيله ، به رهنمونى الواط و اجامرهء شهر - كه هميشه هنگامه‌طلب و نهب و غارت را سبب‌اند - به‌جهت گرفتگى مرهته گريخته ، در خانه‌هاى خواص و عوام ريخته ، به شمشير شعله‌بار آتش گيرودار ، به قصد تاراج اموال صغار و كبار برانگيختند و روز ديگر سركردگان و خوانين قشونهاى درگاه شاهى كه عقب طوايف مرهته با توابين خويش به چهار طرف راهى شده بودند ، بعد از كشتن بسيار از گريختگان و دست‌برد اموال ايشان ، به اردوى فيروزىنشان معاودت نموده و ساير لشكر به آوازهء مخالفت