درست خواهد شد ، ان شاء اللّه تعالى به ميمنت و مباركى آن طرف آب برود . ارشاد شد كه هرچه صلاح باشد به عمل آرند . در اين حال باشقول كه بهجهت استخبار احوال پيشقراولان نصرتشعار رفته بود - آمده عرض نمود كه جماعهء كفار بدروزگار را كه قدم جرأت و جسارت در بيداى خسارت پيش گذاشته بودند ، شاه پسند خان و اللّه يار خان و صمد خان به حملات رستمانه و ترددات مردانه چون بنات النعش پراكنده ساختند و سنگ تفرقه در شيشهخانهء جمعيتشان انداختند . مقارن اين نويد مسرت جاويد كرّة بعد اخرى ، فرستادهء اشرف الوزرا به عرض رسانيد كه معبر دريا در ساعت شتا به استحكام تمام ، كه گذار دواب و بنه و بار به اسهل وجوه ميسر است ، درست گرديد . مخبر مذكور به جايزهء بشارت ، مشمول عنايت و مخلّع به خلعت گشته ، سر افتخار به اوج فلك دوّار رسانيد . القصه آن روز حضرت اعلى تا غروب خورشيد جهانآرا ضيابخش عرصهء وغا بودند و هنگام شام چون عدوى تيرهايام ، مانند بخت خود برگشته ، رو به ظلمتكدهء مقر و مقام كرد . بعد از فراغ از فرايض نماز و عبادت كريم كارساز ، عطف عنان به سوى اردوى كيهانپو نموده صفابخش محفل عشرت و پرتوافكن منزل راحت گشتند . صبحگاه كه خسرو آفاقگير مهر ، بر توسن نيلگون سپهر نشسته از خطوط شعاعى تركش زرين بر كمر بسته ، لشكر ثوابت و سياره را درهم شكسته همت به تسخير عالم گماشت ، جهاندار فلكاقتدار به قصد حرب و پيكار و آهنگ جنگ و كارزار ، از سرادق دولتمدار برآمده ، علم فيروزى به سعادت بهروزى برافراشت ، جلوهفرماى عرصهء قتال و صفآراى معركهء جدال گشته ، قدم معزم بر حلقهء چشم ركاب ادهم تيزگام صرصر خرام زرينستام گذاشته ، بهدست يارى الطاف ايزد منّان و عناندارى اعطاف قادر سبحان ، خانهء زين را چو برج شرف سعادت قرين و نورآگين ساخته ، به جانب رزمگاه پرداخت . شاه ولى خان وزير حسب الامر خاقان گردونسرير ، بر كنار دريا رفته متوجه گذرانيدن بنهء و الا از درياى وسيع الپهناى جمنا گرديد و از تقابل و محازات لشكر دشمن نكبتسمات نينديشيد و مساعى مشكوره و كوششهاى موفوره در انصرام خدمت مأموره به ظهور رسانيده ، به طريقى بنه سركار عالممدار را از آن قلزم پرتلاطم گذرانيد كه خسارت پشيزى و نقصان اندك چيزى ، به احمال و اثقال و مال و منال موكب نصرت اشتمال در آن حال نرسيد .
به فرمان خاقان مالكرقاب * گذر كرد اردوى اعلى ز آب
نسقچى و چنداولان بالتمام * نمودند در بردنش اهتمام