تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ احمدشاهى ( فارسي ) — صفحة 332

مساهمون:

ص٣٣٢
شرف‌اندوز فرق فرقدان‌ساى مبارك و الا شده بود ، به‌دست كرامت‌پيوست اقدس ، زيب تارك افتخار و زينت فرق اقتدار پادشاه‌زادهء كامكار كرده ، او را به سلطنت ممالك موضوعهء هندوستان - كه عالم‌گير شاه پيشكش نموده بود - منظور نظر آفتاب‌اثر فرمودند . از غرايب حالات و خوارق عاداتى كه در اين اوان ميمنت‌شان از شاه روشن‌ضمير كشورستان به ظهور پيوسته ، آن‌كه در هنگامى كه خلعت آفتاب‌طلعت شاهزادهء تيمور شوكت مىپوشانيدند ، چهار زرعى مستعملى در آن ميان به‌نظر شاه ولى خان وزير درآمده گونه تعجبى به خاطرش خطور نموده كه نهادن چهار زرعى مستعمل در چنين خلعتى از چه جهت بوده باشد ؟ چنانچه حضرت خديو كشورستان كه سينهء بىكينه‌اش مرآت تجليات عالى است ، به مجرد دريافت مخاطرهء فاترهء مشار اليه ، متبسم گشته ارشاد فرمودند كه آنچه از عنايت فراوان چهار زرعى مستعمل به خاطرت راه يافته ، نه از جهت فقدان يا تساهل عملهء صندوق‌خانه است ، بلكه چون اين چهار زرعى به كرات در پوشاك خاص اشرف ما شرف امتياز يافته ، كمر اين شاه والاجاه را تيمنا و تبركا بدان استوار فرموديم . سبحان اللّه زهى صفات طينت صدق طويت اين ممتاز حضرت صمديت كه مخاطرهء خواطر را به مجرد ورود پيش از اظهار درمىيابند ! بلى ظهور چنين كرامت‌هاى بديع غير از برگزيده‌اى كه دست‌پروردهء قدرت الهى باشد از كه تواند آمد ؟ ! هيهات هيهات ، اين بنده ضعيف و اين نمك‌خوار نحيف را كجا طاقت توانايى است كه به استمداد خامه و مداد ، از عهدهء تعداد اين بدايع و عجايب تواند برآمد ؟

ذكر انسلاك صبيهء رضيهء عالم‌گير شاه والاجاه در سلك پرده‌آرايان سرادق شاهزادهء تائيد سپاه تيمور شاه

چون كه عالم‌گير پادشاه از تواتر احسان و توالى امتنان اين دولت ابدتوأمان ، عرق شرم بر جبين و ناصيهء منت‌پذيرى بر زمين داشت و اين آستان عرش‌بنيان را حصن حصين خود از آفات و عاهات مىپنداشت ، ارتباط و انضباط سلسلهء نسبت و قرابت به اين دودمان والامنزلت ، موجب امن و امان خود انديشيده به وسيلهء معتمدان و محرمان براى انسلاك صبيهء رضيهء خود در سلك خواتين حرم‌سراى عفت و شبستان عصمت ، درة التاج سلطنت ، گوهر آبدار بحر خلافت ، آفتاب عالمتاب اوج بختيارى ، ماه منير فلك