آن جانب ، نظر قبول بر آن انداختند و ولايات مزبوره را داخل ممالك محروسهء سلطانى ساختند و حسب الاستدعاى عالمگير شاه ، سلطنت آن مملكت را به آفتاب سپهر برترى و خورشيد فلك سرورى ، جوهر شمشير كشورگشايى ، گوهر درياى فرمانفرمايى ، خديو مؤيد تائيد سپاه ، تيمور شاه دام اقباله ، مفوّض و مرجوع فرمودند . عالمگير شاه ، پادشاه هندوستان عهدنامه نوشته به مهر خود مزّين و معتبر نموده به سركار و الا داد و شرح وثيقهء حضرت عالمگير شاه كه به مسودهء عالىجاه معلّى جايگاه مقرب الخاقان سعادت خان ، منشىباشى ديوان و الا قلمى يافته و در ركيبخانهء سركار وسعتمدار ، نزد والاجاه مقرب الحضرت السلطان خرّم خان ركيبدار ضبط است اين است :
بسم اللّه الرحمن الرحيم « الحمد اللّه رب العالمين الصلواة و السلام على رسوله محمد و آله و اصحابه اجمعين ، اما بعد باعث تحرير اين نميقه و تسطير اين وثيقه آن است كه چون در اين ولا از گردش فلك دوّار و حوادث ليل و نهار ، حديقهء دولت عليهء گوركانيه از باد خزان معاندان روزگار بىطراوت و خوان اين دولت ابدمدت از جهالت فتنهانگيزان بىجلادت و اين حركات ناهنجار نمكناشناسان تسلط سلطنت ممالك وسيع الفضاى هندوستان از همريخته و پاشيده بود و از اين جهت تسلط كفرهء فجره به مرتبهاى رسيده بود كه اكثرى صوبجات و متعلقات سلطنت مزبور را متصرف و رخنه در دولت عليه گوركانيه انداخته ، منشاء فتنه و فساد گرديده بودند و بعضى نمكبهحرامان آن دولت از راه نادانى در سرّ و علانيه ، ملحق به جماعهء ضالهء كفره گرديده كار را به جاى رسانيده بودند كه در اكثر متعلقات و حدودات ممالك وسيع الفضاى هندوستان ، مسلمانان از خوف كفار نابكار دست از اذان و صلاة برداشته به كنج عزلت به سر مىبردند .
مهر درخشنده چو پنهان شود * شبپره بازيگر ميدان شود
و چون دولت عليهء گوركانيه كه منسوب به اين خيرانديش مىباشد و از قديم پرورش و قوت رونق دين مبين نبوى صلى اللّه عليه و آله و سلم در اين ديار فرخندهآثار از ايشان به عمل مىآيد و بندهء درگاه خلايق اميدگاه ، چون از اولاد آن اوجاق كيوانرواق و در اين عصر به گفتن به خلافت اين سلطنت منسوب و ياراى آن نداشت كه خودسر دفع و رفع نمكبهحرامان اين اوجاق كيوانرواق و كفرهء فجره نمايد و هم به سكوت نزد خالق الخلق برئ الزّمه نمىتوانست بشود و بناء عليه چگونگى احوالات اين ممالك را به پايهء سرير عرشنظير شاهنشاه گيتىپناه