تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ احمدشاهى ( فارسي ) — صفحة 294

مساهمون:

ص٢٩٤
با برادر كوچك داراب و ريش‌سفيدان بىنام و ننگ و آقسقالان دلتنگ ، به آهنگ گوشه‌گزينى بگريخت و غبار عار فرار بر فرق روزگار خود بيخت . اكثرى اسير سرپنجهء تقدير و الجهء غازيان اقليم‌گير گشتند . در اين كارزار اموال و افراس و غنائم بسيار به‌دست دلاوران ظفرشعار افتاد و سردار مزبور موازى پنجاه هزار گوسفند با عريضه مشعر بر مبارك‌باد اين فتح نمايان به درگاه سپهرتوأمان فرستاد و اسرايى كه گرفتار پنجهء قدرت غازيان شير شكار شده بودند ، همه را مرخص و آزاد ساخت و چون قطغانيهء سكنه طالقان به محض شنيدن آوازه آمدآمد لشكر ظفراثر ، تمامى دواب و اسباب و اثاث البيت خود را گذاشته به جانب كوه فرار نموده بودند ، بنابر آن مبارزان و بهادران جانفشان - كه كوه و بيابان و بر و بحر در پيش اشهب برق‌عنان صرصر جولان ايشان يكسان است - متعاقب آنها مركب دليرى انگيخته به آهنگ برآمدن كوه دامن عزيمت بر كمر همت بستند و آن ضلالت‌منشان را فرصت نفس راست كردن نداده ، از چپ و راست به محاصره پرداختند و آن جماعت را به حوزهء اطاعت درآورده مطيع و منقاد ساختند و كل ايلات قطغانيه و اهالى قلعهء قندز بعد از چند روز به حبل المتين استيمان تشبّث جسته ، رشتهء اطاعت و فرمانبرى به گردن انداختند . مضراب بىچون حال خود را تباه و روز مراد را سياه ديد ، ناچار از قلعه برآمده وارد معسكر فيروزىاثر گرديده ، متعهد خدمتگزارى و متقبل رسم فرمان‌بردارى شد و رؤس منحوس آن طايفه را كه در حين معركه كين غازيان ظفرقرين آورده بودند ، بر مرقد مرحمت و غفران ، حاجى على خان مستوفى ، كله‌منار ساخته به اوج عبرت و اعتبار برافراختند . مصرع :
« هركس كه چنان كند چنين آيد پيش » .
چون سردار استدعا نموده بود كه ارقام استمالت به سرافرازى مضراب بىرؤساى قطغانيه و فرامين شفقت‌آئين ، به اسامى خوانين و جانفشان افغان و قزلباشيه - كه در اين سفر خدمت نموده‌اند - شرف صدور يابد . مسئول او درجهء قبول يافته به موجب خواهش سردار ، ارقام مرحمت‌فرجام مطاعه مرقوم گشته نزد سردار مشار اليه ارسال گرديد كه به هريك سركردگان افغان و ازبك و قزل‌باش برساند و امور تركستان را زود انتظام داده عازم درگاه آسمان‌جاه گردد . در اين ايام ميمنت‌انتما خاطر جهانگشاى عالم‌آرا به حال‌پردازى رعاياى بلاد و امصار و براياى هر ولايت و ديار متوجه گرديده عبد الصمد خان درّانى محمودزيى ، حاكم