تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ احمدشاهى ( فارسي ) — صفحة 292

مساهمون:

ص٢٩٢
مسعودرقم فيض‌توأم اگر حاكمى يا محصلى از روى خودكامى و تحريك ناتمامى ، وراى مال و جهات مسمّايى حبّه‌اى از رعايا مطالبه كند ، اصلا ندهد و عجالة آمده ماجرا را معروض گرداند تا مواخذ ظالم به سزاى شناعت نافرمانى برسد و مآثر عدالت و نصفت بالاستيفا ظاهر و باهر گردد .
دهد از يمن تا بال هما ياد ، * به فرق خلق ، اين ظلّ خدا باد
در اين سال همايون‌فال ، حكم قضا امضا ، عزّ نفاد و شرف ايراد يافت و حكّام و عمّال و كلانتران و كدخدايان و ريش‌سفيدان ولايت عرض راه ، در محالات متعلقه و مضافه خود ، از بهر آرامش و آسايش مسافران و مترددين غربت‌آثار و رفاهيت و سهولت قوافل و تجار ، كاروان‌سراها بنا سازند و در اطراف و حواشى آن باغات عظيم طرح اندازند و در هر باغ صد و سى و يك هزار و پانصد و هشتاد نهال مثمر سايه‌دار ، به ترتيب پسنديده و آئين گزيده غرس نمايند كه سفرگزيدگان تعب‌ديده در تابش آفتاب تابان و ريزش ابر و باران ، در ظلال آن اشجار برآسايند و از فواكه و اثمار ، كام جان را لذت‌آمود گردانند و در شكر نعمت و احسان اين دولت ابدبنيان داستان خوانند : الهى سايهء هماپايهء اين غارس نهال عدالت و ملك ملك‌سيرت فرشته‌طينت كه همگى نيت حق طويت به رفاه غربا و خيرت ضعفا و دستگيرى مساكين و فقرا و تعظيم علما و فضلا مصروف و مقصور دارد و خير مخلوقات و مكنونات عالم بر جمع مقاصد راجح و اوفق مىشمارد ، تا انقراض دور ليالى و ايام و انقطاع سلسلهء شهور و اعوام ، بر مفارق جمهور انام ممدود و مبسوط باد ! و معظمات مثوبات ارتفاع آئينهء رفيعهء خير و احسان عايد حال فرخنده‌مآل اين خسرو بىهمال شواد ! و در ارگ نارين قلعه حسب الحكم تفضل‌شيم عمارات نزهت‌آگين و نشيمنهاى لطافت‌آئين ، چون قصور فردوس بىقصور و مثال چشمخانه حور و پرى ، برى از عيب و فتور ، ارتفاع آسمانى گرفته و به سركارى سردار كثير الاقتدار ، خان جان خان ، صورت اتمام پذيرفته و به شرف تسميهء درانيّه مسمّى گشته ، به استحسان خاطر خجستگىمآثر رتبه‌اش برين گذشته ، خاطر قدسىمآثر به ييلاق آن مكانات نظارت آيات توجه نمود و چهاردهم شهر ذى قعده از دولت‌خانه كنار رود ، به گلگشت و تماشاى آن ابنيهء منيعه تشريف فرموده ، آن منازل دلگشا را به ميامن حضور فيض گنجور ، حضورستان امن و امان و مشرقستان تجليات بىپايان ساخت .