آنجا كه همت والانهمت پادشاهان ذو الاقتدار در امثال اين احوال پراختلال ، دستگير افتادگان است ، بنابر آن سلطنت و شوكتپناه ، ابهت و شهامت دستگاه ، فارس مضمار شجاعت ، ثمرهء شجرهء ايالت عنوان صحيفه نامدارى ، ديباچهء نسخهء كامكارى ، نتيجهء دودهء ستودهء عليهء نادريه ، فرزند عزيز القدر ، شاهرخ شاه طول اللّه عمره را به لقب فرزندى معزّز و سلطنت و شهريارى آن ديار را به او ارزانى و مهام او را نظام بخشيده ، عنان عزيمت را بهسمت اشرف البلاد احمد شاهى منصرف و به انقضاى ايام زمستان از آنجا حركت ، به تاريخ شوال المكرم در دار السلطنهء كابل شرف نزول ارزانى داشتيم .
حالا عزم جزم به سير ممالك تركستان است كه در آن مملكت نيز مهام خلايق را انتظام بخشيده ، گلبانگ نيكنامى را به اطراف و جوانب شايع گردانيم كه صيت مكارم اخلاق اين دولت ابدقرين ، الى انقراض عالم ، بر صفحهء روزگار يادگار بماند . اينجانب را از اين جهانگيرى و كشورگشايى سواى تحصيل نيكنامى و سير جهان و نشر مآثر شريعت سامى خواهشى ديگر نيست و همه اوقات راى صوابنماى اقدس بر آن است كه چراغ دين مبين در ربع مسكون ، به اضائت روزافزون روشن و منور باشد و نقش اهل بدعت و مخالفان مذهب ، از لوح زمانه محو گردد . بنابر آن توجه به اطراف و جوانب اقاليم اتفاق مىافتد . در اين معنى كه با اولياى آنجا يگانگى و اتحاد باشد ، اگر ورود موكب مسعود در آن حوالى اتفاق افتد ، مانعى ندارد و هرگاه آن جماعت موافق مرضى اينجانب بخصوص ديندارى راست و درست باشد ، به آن سمت حاجت عبور و مروريم نيست . ثمرهء شجرهء حيات و زندگانى اين جهانى آن است كه در ديندارى كمر بسته ، خورشيد انور دين اظهر را روشن و منور داشته آيد .
غم دين خور كه غم غم دين است * همه غمها فروتر از اين است
به خصوص انتقال پادشاه ماضى قلمى نمودهاند كه به سبب وزارت شخص متغاير المذهب ، مرتكب امور نامشروع گرديده بود . او را از اين جهت از سرير سلطنت بىجاه و خود بر مسند سلطنت اجلاس نموده مهام خلايق را انتظام دادند . وزير سابق را كه مخالف ملت اطهر سنت و جماعت بود ، از خدمت وزارت معزول و عالىجاه رفيعجايگاه ، حشمت و وزارت دستگاه ، عمدة الخوانين العظام ، اسوة الكبراى الفحام عمدة الملك مدار المهام ، وزير صاحبتدبير ، غازى الدين خان بهادر را به رتبهء عظيم المنزلهء وزارت اعظم معزّز و سرفراز گردانيدند . به هر تقدير امور پادشاهى در يد قدرت كاملهء الهى است و هركس را كه پروردگار عالم شايستهء چنين امر عظيم الاقتدار كرده و به او شفقت و ارزانى مىشود و كارپردازان قضا و قدر ، پادشاه