تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ احمدشاهى ( فارسي ) — صفحة 290

مساهمون:

ص٢٩٠
ماضى را قابل اين منصب سترگ نديده بودند كه لباس سلطنت از او خلع كرده ، خلعت خلافت را به آن اخوى پوشانيدند و حق به مركز قرار يافت . خلاصهء مدعا اين‌كه عهد و حالى كه در ايام قبل ما بين هردو دولت عليه قرار يافته ، نقصانى در آن به‌هم نرسيده است ، چرا كه عهدى كه ما بين سلاطين نامدار متحقق مىگردد و به حكم
« أَوْفُوا بِعَهْدِي أُوفِ بِعَهْدِكُمْ »
، نسلا الى نسل و بطنا الى بطن ، برقرار و استوار مىباشد . عالىجاه غازى الدين خان بهادر ، وزير اعظم آن سركار نيز مرد آگاه و ديندار و صحيح النسب است و وزارت هندوستان قبل از اين هم به سلسلهء او منسوب بوده و حال هم كه مشار اليه به رتبهء وزارت سرافراز گرديده ، بسيار بجاست . نظر به صفاى طينت وزير مذكور و علوّ همت و سموّ فطرت آن زبدهء دودمان جلالت ، اين اجتماع از قبيل قران سعدين منظور است . ان شاء اللّه تعالى تمامى امورات به حسب خواهش نظام خواهد يافت و در بندگى اين دولت علّيه نيز به سرانجام اكثر مطالب كه موجب استحكام برادرى و نظام يك‌جهتى است ، از وزير مشير مذكور به عمل خواهد آمد . عالىجاه رفيع‌جايگاه ، امير الامراى العظام عقيدت و اخلاص‌فرجام ، قلندر خان درّانى فوفلزيى را به طريق ايلچىگرى به آن سمت مأمور كرده شد . بعونه تعالى به خيريت وارد مىگردد و چگونگى عهد و پيمان - كه قبل از اين به پادشاه ماضى مقرر شده بود - با ساير مواد لسانا اظهار مىنمايد . در جواب آنچه صلاح دولتين علّيتين بوده باشد ، از آن قرار قلمى سازند كه باعث مزيد دوستى و استحكام يكتادلى و انتظام سررشتهء يك‌جهتى خواهد بود . باقى ايام سلطنت و شوكت و ابهت و بسالت مدام و مستدام باد بربّ العباد ! » در اين ايام عشرت‌فرجام كه يازدهم شهر ذيقعده الحرام بود ، در دار السلطنهء كابل به عرض ايستادگان بارگاه ظفريساول رسيد كه ابدال خان قابوچىباشى سركار دولت‌مدار - كه در اشرف البلاد احمد شاهى به نيابت شهزاده سليمان سرافرازى داشت - به اجل طبيعى كه شاه و گدا را از آن گريزى نيست ، جاده‌پيماى منزل آخرت گرديده . شاهنشاه فريدون‌فر ، از اصغاى اين خبر متأسف و مكدر گشته به مقتضاى عموم بنده‌نوازى ، خدمات مرحوم مزبور را كماكان به بزرگ خان پسر عمهء او مفوّض و مرجوع داشته ، او را محسود امثال و اقران فرمودند . از فرط تفقد و مرحمت‌گسترى ، برخوردار خان برادر ابدال خان مرحوم - كه از وقوع سانحهء برادر خود مغموم و مهموم بود - مشمول تفقدات گوناگون گشته ، به تفويض صاحب‌اختيارى درب دولتخانهء مباركه - كه ملجأ و مأواى خواقين حشمت‌مقرون و مرجع و مآب سلاطين ربع مسكون است - پايهء قدر و منزلتش به
تاريخ احمدشاهى ( فارسي ) — صفحة 290 | محمود الحسينى بن ابراهيم جامى / محمد سرور مولايى