تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ احمدشاهى ( فارسي ) — صفحة 288

مساهمون:

ص٢٨٨
فيض شمامه بعينه در اين صحيفهء ندرت‌آگين ، مرقوم خامهء تاريخ طراز مىنمايد . نقل نامه « تا ادهم فلك دوّار به حكم قادر كردگار ، تيزگامى بادرفتار است ، گلشن خاطر اتحادمآثر سلطنت و شوكت‌پناه ، ابهت و حشمت‌دستگاه ، فارس مضمار شهامت ، مصدر آثار حزامت ، ثمرهء شجرهء ايالت ، دوحهء حديقهء بسالت ، مشيّد اركان شجاعت ، مؤسس بنيان جلادت ، عنوان صحيفهء نامدارى ، ديباچهء نسخهء كامگارى ، قرهء باصرهء دولت و اقبال ، غرّهء ناصيهء سطوت و اجلال ، از فيض جويبار مرحمت متعال و چشمه‌سار مكرمت دادار بىهمال ، سرسبز و شاداب باد ! بعد ابلاغ تحف دعوات و تزئين بساط يكتادلى و موالات ، مرفوع ضمير منير مهر تنوير مىگرداند كه نامهء دوستى علامه كه مشتمل بر مراتب يگانگى و اتحاد دولتين عليتين و كيفيت بعضى مطالب قلمى و به صحابت عاليجاه رفيع‌جايگاه ، عمدة الخوانين العظام ، ايرج خان مرسول گرديده بود ، در اسعد ساعات و احسن اوقات رسيد . چون مبنى و مشعر بر صحّت‌مندى ذات قدسى صفات بود ، ابواب مسرت و شادمانى بر روى محب ريا [ ؟ ] مفتوح گردانيد و اشارهء احسن البشاره كه به خصوص مصافات طرفين و مواخات دولتين علّيتين در متن صحيفة الموده تحرير يافته بود ، الحق ما بين هردو دولت عليه ، مبانيت و مغايرت نمىباشد . اما ايلچى آن سمت كه بعد مراجعت عالىجاه رفيع‌جايگاه ، عمده الخوانين العظام ، عقيدت و اخلاص‌فرجام ، قلندر خان درّانى ، ايلچى دولت خداداد ، در اولكاى سند از جانب پادشاه سابق هندوستان وارد گرديد ، لسانا ظاهر نموده بود كه از جانب هندوستان خاطر ملكوت ناظر جمع باشد كه در ازدياد رواج دين مبين حسب المرضى قدسى ، از جان و دل ساعى هستم و تمامى ممالك وسيع الفضاى هندوستان از راه يگانگى تعلق به دولت خداداد روزافزون دارد . سواى آن آنچه خواهش بوده باشد مضايقه نيست و امناى هردو دولت - كه عبارت از خيرخواهان دولتين علّيتين باشد - باهم برادروار بوده به سر خواهند برد . چون مآثر محبت و مراتب مودت ملاحظه شد و هم از خصوص دين‌پرورى و اسلام‌اشتهارى خاطرجمعى حاصل و هم اينجانب را با مسلمانان نزاعى نيست و به هر ديار كه شرف ورود واقع مىشود ، سواى سير نمودن و اسم نيك يادگار گذاشتن ، خواهش ديگر نمىباشد . بنابر آن عنان عزيمت را به‌سمت ايران زمين معطوف ساختيم . بعد ورود ارض اقدس و باقى حوالى خراسان - كه تماما به تصرّف اين دولت خداداد درآمده - معلوم گرديد كه خاندان نادريه را جهّال آن سرزمين از اوضاع انداخته‌اند . از