كه موجب بدانجامى او باشد كوشش مىنمود . تغافل و اغماض را در حوصلهء درياآفرين و انديشهء مصلحتگزين زياد از اين گنجايش نماند و عساكر ظفرمآثر به تقديم لوازم قلعهگيرى مأمور شدند .
بهادران نصرتمند اطراف و جوانب قلعه را محاصره نموده ، پشتههاى منيع و سيبههاى بلند در جاهاى مناسب مرتب و مرتفع ساخته ، هر روز سعى پيشبرد ملچار و تنگساختن كار بر اهل حصار مىنمودند . دلاوران كوهشكن و بهادران پلنگناخن بر چارديوار آن حصن متانتآثار تازيده رخنهها در بروج و جدار آن انداختند و نقبها زده و اساس آن محوطهء سنگينبنا را در عرض هفت روز متزلزل گردانيده ، چون خانهء زنبور مشبك ساختند و از يك طرف فرنگيان توپانداز توپهاى بزرگ رعدآواز - كه گلولهء هريك بيست و پنج من به وزن تبريز باشد - بر بروج و بارهء شهر بسته ، ديوار شهربند و برجهاى آسمانپيوند را با خاك برابر كردند و از يك جانب قنبرههاى ثعباندهان را پى به پى گشاد داده ، دود از خرمن جمعيت و استقلال قلعگيان برآوردند . محصوران از همه جهت ناچار و مضطر و بىقرار گشته ، روز چهارشنبه چهاردهم ماه مذكور رؤساى آنها شمشيرها به گردن انداخته و قرآنهاى مجيد را وسيله استشفاع و اعتذار ساخته ، جبههساى عتبهء فلكاعتلا و به قرائت كريمهء
« أَ فَتُهْلِكُنا بِما فَعَلَ الْمُبْطِلُونَ »
لب گشاده تضرعنما شدند و اعتراف به قصور و نادانى كرده ، مقاليد قلعه را تفويض ايستادگان پايهء سرير خلافت مصير كردند . نسقچيان اهتمامشعار به موجب حكم قضاآثار درون شهر رفته ، بر ابواب و بروج حصار قرار گرفتند و قدغن رفت كه مستحفظ و خبردار باشند كه سكنهء پرفتنهء آنجا باز خيالى فاسد را به خاطر راه ندهند . اگرچه همهء آن فسادانديشان بدطينت مستوجب قتل و سياست شده بودند ، اما به خاطر الهاممآثر پادشاه مرحمتگستر چنان رسيد كه اين محرومان دولت دنيا و دين ، خود به رضا و الحاح قبول اين معنى كردهاند كه از مال و منال دست برداشته و به طريق خونبها زير سم ستوران غازيان گذاشته ، مجاز و مطلقعنان شوند تا به هر سمتى كه خواهند و جاى باش و بود يابند ، بروند . حكم محكم به نفاذ پيوست كه اثاث البيت را تماما و كمالا گذاشته با عورات و اطفال از قلعه برآمده به قلعهجات نواحى و اطراف سكنى گيرند . در اين بين احمد خان درّانى بيات - كه عباس قلى خان با او ناسازى و نزاع داشت و مشار اليه از اين جهت ترك بودن شهر كرده ، به قلعهء حاجىآباد سكونت اختيار نموده بود - رو به بارگاه خلايقپناه