تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 7

مساهمون:

ص٧
مىتوان مردم را مجبور كرد كه چيزى نگويد و كارى نكنند ، اما نمىتوان مجبور كرد كه اين گونه يا آنگونه فكر كنند . اعتقاد بايد از روى دليل و منطق باشد . از ديدگاه اسلام ، آزادى و دموكراسى ، محصول تكامل فكرى بشرى و حق مسلم انسان است ، اگر در صدر اسلام در جواب كسى كه مىگفت : من خدا را قبول ندارم مىگفتند بزنيد ، بكشيد امروز ديگر اسلامى وجود نداشت « 1 » » . اكنون بىمناسبت نيست بدانيم ، اختلافات و جنگهاى مذهبى تنها در ايران و جهان اسلامى موجب بروز جنگها و اختلافات گوناگون نگرديده است ، بلكه اين نوع اختلافات در عالم مسيحيت با شدت بيشترى بروز و ظهور كرده است . اختلافات مذهبى در غرب - در اروپا و در عالم مسيحيّت نيز ، مناسبات بين كليسا و دولت و روابط بين كاتوليكها و پرتستانها ، كه هريك مدعى بودند كه مردم بايد نسبت به آنها وفادار باشند مراحل مختلفى را طى كرده است . قبلا بايد بدانيم از قرن چهارم ميلادى به بعد مداخله امپراتوران در امور دينى آغاز گرديد ، ولى اين قدرت ، اندك اندك رو به نقصان گذاشت ، مخصوصا هنگامى كه امپراتورى روم شرقى تجزيه گرديد قدرت دولت در كليسا انحطاط يافت ، در اروپاى غربى ، بعد از سال 400 ميلادى ، با استقرار اصول فئوداليسم ، چون دولت مركزى وجود نداشت ، قدرت روحانى كه مركزش در شهر تاريخى « رم » بود . براى خود در ادارهء امور دينى شايستگى و اولويّت قائل بود . پس از حمله قبايل وحشى به اروپا دستگاه پاپ ، قدرت و نفوذ فراوان كسب كرد ، ولى با گذشت زمان و پيدايش تمركز نسبى ، و رشد افكار عمومى ، قدرتهاى سياسى نيرومند در اروپا ، رو به فزونى نهاد ، در نتيجه بين دستگاه پاپ و فرمانروايان دنيائى اختلاف و نزاع درگرفت . در اين كشمكش سياسى و مذهبى ، بر خلاف كسانى كه براى شاه حق الهى فرمانروائى قايل بودند ، برخى كه تمايلات و معتقدات مذهبى داشتند مىگفتند پاپ نمايندهء خدا در زمين است و بنابراين بايد در امور كشور نيز نظارت كند ، مبارزه بين فرمانرواان دينى و دنيائى قرنها طول كشيد و موجب بروز جنگها و خون‌ريزيهاى فراوان گرديد ، كه
هامش
( 1 ) . مأخوذ از مقاله مرتضى مطهرى در مجله پيام هاجر از انتشارات جامعه زنان انقلاب اسلامى ، پائيز 61 از ص 18 به بعد ( با رعايت اختصار ) .