مىماند . به قول كسروى اگر سيّد على محمّد پايه و مايهء علمى داشت و عاقلانه عمل مىكرد ، ممكن بود پيروزىهاى بزرگى كسب كند . تنها مرد فاضل و روشنضميرى كه در آن هياهو ، پاى مقاومت فشرد و با باب از در معاوضه و مخالفت درآمد ، حاج محمّد كريم خان كرمانى قاجار بود ، وى اعلام كرد كه تنها پيرو صديقآراى احسائى و رشتى منم ، چون او مانند مقتدايان خود در حبّ آل على غلو مىكرد بعضى او را غالى و كافر مىخواندند ، با اينحال وى يك روحانى مترقّى و روشنبين بود . در كتابى به نام « ناصريّه » كه در بمبئى چاپ شد ، دربارهء اصلاح كشور و تجدّدخواهى مطالب جالبى نوشت ؛ وى قبل از سيّد جمال الدّين اسدآبادى و شيخ هادى نجمآبادى به مردم آموخت كه چگونه متجدّد و اصلاحطلب باشند .
كتاب ناصريّه از قديمىترين كتابهايى است كه دربارهء بيدارى ايرانيان نوشته شده است . . . » « 1 » .
كريم خان از جامعترين روحانيان آن عصر است ، « در تمام علومى كه تعليم و تعلّمش بين طلّاب علوم دينيّه معمول و متداول بوده و هست ، از صرف و نحو و املاء و تجويد و رسم الخطّ و فقه و اصول و حديث و تفسير و حكمت الهى و فنون فلسفهء طبيعى و رياضى ، از طبّ و كيميا و حساب و نجوم و هيئت و علوم غريبه ، از الواح و اعداد و طلسمات و رمل و ماسه و خصوصيّات و اقسام حكمت علمى ، از تهذيب نفس و سلوك الى اللّه و آداب معاشرت ، كتابها و رسالهها به عربى و فارسى تأليف كرد . علاوه بر كتب مستقل ، رسايل بسيار در جواب سؤالات سائلين تصنيف نمود . . . » « 2 » .
با تمام فضلى كه كريم خان داشت نتوانست به اختلافات مذهب جديد پايان دهد و سرانجام در مقابل دشمنان چارهيى جز انزوا و كنارهگيرى نديد ، در اين دوره ، به پيروان شيخ احسائى ، « شيخى » مىگفتند و به شيعيان ، « بالاسرى » خطاب مىكردند ، زيرا شيخ ، موقع زيارت سيّد الشّهدا در پائين پا مىايستاد و آداب زيارت را بهجا مىآورد ، درحالى كه ديگران در بالاى سر امام مىايستادند ؛ به همين مناسبت شيخيّه ديگران را بالاسرى خطاب مىكردند .
هامش
( 1 ) . شيخىگرى و بابىگرى ، از ص 144 به بعد .
( 2 ) . همان كتاب ، ص 149 .