انديشههاى اجتماعى و مذهبى در عهد قاجاريّه
در دورهء قاجاريه ، در نتيجهء نفوذ تدريجى تمدّن جديد به ايران ، تا حدّى از اختلافات و جنگهاى مذهبى كاسته شد . از نامهيى كه آقا محمّد خان قاجار به ميرزا ابو القاسم قمّى نوشته « 1 » ، پيداست كه اين مرد جنگجو و سفّاك توجّه خاصى به طبقهء روحانيان نداشته ، ولى از دورهء فتحعلى شاه به بعد طبقهء روحانيان ، موضع و موقعيّت اجتماعى خود را مشخّص كردند . روحانيان مادّى و دنياپرست ، گرد هيأت حاكم زمان خود حلقه زدند و با تأييد مظالم زورمندان ، از اين خوان يغما حصّهيى كلان به دست آوردند و آن دسته از روحانيان كه اهل صفا و حقيقت بودند ، از ستمگران دورى گزيدند و سعى كردند كه از اختلافات و مبارزات مذهبى جلوگيرى كنند و مردم را از تعصّب و جمود برحذر دارند ، پس از آن كه شيخ احمد احسائى شهرتى كسب كرد ، فتحعلى شاه ضمن نامهيى از او خواست كه به تهران آيد ؛ شيخ پس از تأمّل بسيار به تهران آمد ، ولى دوران اقامت او در اين شهر چندى نپاييد . چون فتحعلى شاه علّت رجعت او را پرسيد ، آشكارا گفت اگر من در جوار سلطان مسكن گزينم باعث تعطيل امر سلطنت خواهد بود . . . چه سلاطين و حكّام ، تمام اوامر و احكام را به ظلم جارى مىنمايند . . . « اگر مردم از من استمداد جويند ، حمايت خلق بر من واجب است و چون در مقام وساطت برآيم اگر سخن مرا بپذيرند ، موجب تعطيل امر سلطنت خواهد بود و اگر نپذيرند براى من خوارى و ذلّت است » سلطان ناچار سر تسليم فرود آورد و با مراجعت او موافقت كرد . در همين دورهء فتحعلى شاه ،
هامش
( 1 ) . نگاه كنيد به مجلّهء بررسىهاى تاريخى ، شمارهء 1 سال چهارم ، مقالهء ابراهيم دهگان .