قيد ظواهر شريعت اعتنا ندارند و قلّاش و اوباش و رند و تردامن و پاكباز و مقامر ( قمارباز ) و كمزن و شاهدباز و ملامتى از اصطلاحات قلندران است .
اسرار : رازهاى پنهانى صوفيان .
محرم و نامحرم : محرم به صوفى و نامحرم به زاهد و فقيه و رياكار گفته مىشود .
خامى و پختگى : مراتب سير و سلوك .
سماع : مجلسى كه صوفى شعر مىخواند با آهنگ و كسى به آن آهنگ ضرب مىگيرد و صوفيان حال مىكنند و مىرقصند و خرقههاى خود را پاره كرده بخواننده ( قوّال ) مىبخشند ؛ بعضى از صوفيان اين عمل را جايز نمىشمارند و بعضى جايز مىدانند . » « 1 »
دكتر رجائى در مقدمهء « فرهنگ اشعار حافظ » در پيرامون اين اصطلاح چنين مىنويسد :
سماع : سماع در لغت به معنى شنيدن است چنان كه گويند سماع حديث يا سماع قرآن ؛ امّا سماع در اصطلاح صوفيه عبارتست از آواز خوش و آهنگ دلانگيز روحنواز و بطور مطلق قول و غزل و آنچه ما امروز از آن به موسيقى تعبير مىكنيم .
صوفيان آواز خوش و نواى موسيقى را پيك عالم غيب مىدانند ، چنان كه مولانا فرمايد :
نالهء سُرنا و تهديد دهل * چيزكى ماند بدان ناقور كلّ
بانگ گردشهاى چرخ است اين كه خلق * مىسرايندش به طنبور و به حلق
پس غذاى عاشقان آمد سَماع * كه درو باشد خيال اجتماع
غزّالى در « كيمياى سعادت » نيز همين مطلب را بيان مىكند : سماع ، آواز خوش و موزون آن ، گوهر آدمى را بجنباند و در وى چيزى پديد آرد ، بىآنكه آدمى را در آن اختيارى باشد . . . » .
در شرح حال ابو بكر شبلى نوشتهاند : نقل است كه يك بار چند شبانروز در زير درختى رقص مىكرد و مىگفت هوهو ، گفتند اين چه حالت است ؟ گفت : اين فاخته بر اين درخت مىگويد كوكو من نيز موافقت او مىگويم هوهو . . . . شيخ سعد الدين
هامش
( 1 ) . نقل و تلخيص از مقالهء ملك الشعراى بهار در مجلهء پيام نو . ( وابسته به انجمن روابط فرهنگى ايران و شوروى ) .