« توينان » كه در چين و تركستان شهرت داشت گويا فرمان داده بود ، كه همه مسلمانان را اخته كنند ( خصى كنند ) ، خوشبختانه « توين » ى را كه فرمانى براى اجراى اين دستور در دست داشت ، سگ مهيبى پاره پاره كرد و گيوك بر اثر اين « داورى خدايى » حكم خويش را لغو كرد .
اعتراض ترسايان به پيشواى اسلام
جماعت ترسايان و قسّيسان و توينان بتپرست ، از گيوك خواستند كه امام نور الدّين خوارزمى را براى مناظره مذهبى فراخواند ؛ او چنين كرد و مناظره در حضور گيوك صورت گرفت . از امام پرسيدند كه محمّد چه كسى بوده ؟ « آن امام ربّانى گفت : محمّد خاتم النبيّن و سيّد المرسلين و رسول ربّ العالمين بود . . . آن جماعت كفار گفتند كه پيغمبر ، آن بود كه روحانى محض بود و به شهوت نسوان تعلّق نكند و بدان التفات ننمايد ، چنان كه عيسى بود ؛ محمّد را نه حجره و چندين كنيز بوده است ، اين چگونه باشد ؟ امام گفت : داود پيغمبر را 99 زن بوده است و سليمان صاحب امكان را 360 زن بود در نكاح ، و يك هزار كنيزك خدمت فراش « 1 » او كردندى . آن جماعت كفار از راه تعنّد « 2 » ، نبوّت داود و سليمان را انكار كردند و گفتند :
ايشان پادشاه بودند ؛ سرانجام مسيحيان مناظره را موقوف داشتند و از گيوك خواستند كه به امام امر كند تا وى نماز گزارد . امام به اتّفاق مسلمانى ، به نماز ايستاد ؛ مسيحيان هر دوى آنها را ناراحت مىكردند و به هنگام سجود مىزدند ، ولى آن دو ، نماز را به پايان رسانيدند و به منزل رفتند . . . »
شهريار بىتعصّب و حقيقتجو
در سفرنامهء ماركوپولو مىخوانيم كه برادران پولو ، پس از آنكه به خان ( قوبيلاى ) معرّفى شدند ، وى با كمال مهر و محبّت از آنها پذيرايى كرد و اطلاعات فراوانى از اوضاع اجتماعى و معتقدات مذهبى مردم مغربزمين كسب نمود ، بعد تصميم گرفت آنها را به همراه يكى از صاحب منصبانش به روم گسيل دارد ؛ قوبيلاى گفت :
هامش
( 1 ) . زنان .
( 2 ) . دشمنى .