5 - پيروان كممايه و سطحى عقايد و فرقههاى فلسفى ؛
6 - فلاسفهء منكر خدا و مشركين و زنادقه ؛
7 - مردمانى متمايل به مذهب شيعه كه تحت تأثير تعاليم باطنيّه قرار گرفتهاند ؛
8 - كسانى كه تحت تسلّط احساسات خود قرار گرفته و قوانين دينى را كسلكننده و خستگىآور تصور مىكردند .
هرچند كه ممكن است بعضى از اين طبقات از كارگران و صنعتگران بوده باشند ، ولى در عينحال ، عدّهء زيادى نيز از طبقات غير كارگر و صنعتگر بودند . اخوان الصّفا جزو دستهء ششم هستند و شايد بعضى از آنها جزو طبقهء پنجم باشند . اساس عقيدهء شيعه اعتقاد به امامى است كه صاحب نيروى خارق العاده است ، در حالى كه سنّىها رستگارى و موفقيّت را در عضويّت اجتماعى مىدانند كه داراى نيروى فوق العاده باشد . » « 1 »
دين در خدمت سياست
در دورهء قرون وسطا ، سلاطين و زورمندان غالبا « دين » را وسيلهء اجراى هدفهاى سياسى خود قرار مىدادند . همه مىدانند كه يكى از دشمنان به نام آزادانديشى در جهان ، محمود غزنوى است ؛ اين مرد ، بدون اين كه در اجراى تعاليم اسلامى تعصّبى داشته باشد ، از اسلام بهرهبردارى سياسى و اقتصادى مىكرد ، او از مىگسارى و امردبازى و غارتگرى و مكيدن خون كشاورزان ، ابا و امتناعى نداشت و اين كارها را خلاف شرع و عرف و اخلاق نمىدانست ، ولى زير لواى دين ، دشمنان سياسى خود را به نام قرمطى و معتزلى از بين مىبرد . به نام خدا و دين مردم بىآزار هندوستان را مورد تجاوز قرار مىداد ، و آثار هنرى و تاريخى آن خطّه را از بين مىبرد . به قول گرديزى ، در شهر فرهنگپرور « رى » ، « بفرمود تا كسانى را كه بدان مذهب متّهم بودند ( يعنى قرمطى مذهبان ) را حاضر و دستگير كردند و بسيار كس را از اهل آن مذهب بكشت . و بعضى را به بست و به سوى خراسان فرستادند ، و تا بمردند ، اندر قلعهها و حبسهاى او بودند . . . » « 2 » . همچنين در ناحيهء ملتان هند به قول
هامش
( 1 ) . امام محمد غزّالى ، مونتگمرى ، وات ، ترجمهء اصفهانىزاده ، ص 118 به بعد .
( 2 ) . تاريخ گرديزى ، به تصحيح استاد قزوينى ، ص 72 و 55 .