قائل بودند و ظاهرا همين تشكيلات به اروپا سرايت كرده و احزاب و اجتماعات مخفى را فراهم آورده است . . . گويا ترديدى نباشد كه كلمهء قرمطى و قرامطه از نام حمدان قرمط آمده و منسوب بقرمط بوده باشد . حمدان قرمط در اطراف ( واسط ) بناى سركشى را گذاشت در 277 در مغرب كوفه پناهگاهى براى هواخواهان خود ساخت كه آن را ( دار الهجره ) نام گذاشت ؛ به فرمان او هواخواهانش مىبايست وجوه مختلفى به بيت المال جماعت خود بپردازند . . . در طريقهء ايشان درجات و طبقاتى بود كه آنها را بلاغات سبعه مىناميدند . . .
به طور كلى قرمطيان از نيمه دوم قرن سوم هجرى به بعد در نقاط مختلف ايران با اصول و مرام تقريبا واحدى به انتشار نظريّات خود مشغول شدند و در امور مهم با انجمنى كه نمايندهء امّت بود شور مىكردند و نظر نمايندگان خود را به كار مىبستند ، قرمطيان چون به اكثريت مردم خاصّه دهقانان متّكى بودند كار اشاعهء افكار آنان در بسيارى از نقاط بالا گرفت و گاه اصحاب قدرت كه به نفوذ معنوى اين جماعت واقف مىشدند خود را در جمع آنان وارد مىكردند و از آراء ايشان پيروى مىكردند ، دامنهء تبليغات آنان تا دربار سامانيان نفوذ كرد تا جائى كه نصر بن احمد سامانى و عدهيى از رجال دربار او در سلك قرمطيان وارد شدند ، رودكى شاعر معروف اين دوره نيز جزو باطنيان بود :
از رودكى شنيدم سلطان شاعران * كاندر جهان به كس مگر و جز بفاطمى « 1 »
بعضى معتقدند كه ميل كشيدن چشم رودكى بىارتباط با عقايد و افكار او نبوده است .
بايد متذكّر بود كه در اين ايّام اهل سنّت از راه تعصّب و بدخواهى كليهء كسانى را كه مخالف خود مىديدند بىدرنگ به عنوان ( باطنى و قرمطى ) مىخواندند و مخصوصا كسانى كه جزئى رابطهيى با خلفاى فاطمى داشتند قرمطى مىگفتند . چه در اين ايّام خلفاى فاطمى مصر از بركت نفوذ و قدرتى كه تحصيل كرده بودند با خلفاى عباسى بناى رقابت را گذاشتند ، به همين مناسبت عباسيان براى ترساندن مردم مخالفين خود و دوستان خلفاى فاطمى را با حربهء قرمطى به طرزى فجيع از
هامش
( 1 ) . بيت از كسايى مروزى است .