افكار و روش سياسى قرمطيان
معتقدات قرمطيان
راجع به آراء و افكار و جنبشهاى عملى قرمطيان از طرف استادان فقيد سعيد - نفيسى و اديب پيشاورى تتبعات سودمندى به عمل آمده كه در مقدّمهء جلد دوّم تاريخ بيهقى منعكس است و ما به نقل قسمتى از تحقيقات ايشان اكتفا مىكنيم :
كلمه قرمطى كه قرامطه جمع آنست ، اساسا درباره گروهى از تازيان و نبطيان ( جمعى از سكنه سابق عربستان ) سركش نافرمان نسبت به خلفاى بنى العباس گفته شده ، كه پس از جنگهاى صاحب الزّنج از سال 264 هجرى به بعد در جنوب بين النهرين و نواحى خوزستان سركشى آغاز كردند و مسلكى نزديك مسلك اباحتيان ( اباحيه ) يا اشتراكيّون داشتند كه شايد از مزدكيان پيروى كرده باشند و شايد همان مزدكيان بوده باشند كه از دورهء ساسانيان در خفا در اين نواحى زيسته و اينك به نام ديگر دوباره سر برآورده باشند .
قرمطيان سازمانى مخفى و زير پرده داشتند و با تبليغات خود ، كارگران و كشاورزان اين ناحيه را به خود جلب كرده بودند ، در احسا دولت مستقلى تشكيل دادند و در سوريه و يمن عده كثيرى به آنها گرويدند و مراكز سركشى و نافرمانى بوجود آوردند كه تا مدتها باقى بود . در زمينه علمى ، قرمطيان معارفى را كه از يونان ، مصر و صابئيان گرفته بودند به زبان عرب درآورده و آن را در ميان هواخواهان خود انتشار دادند . تعليماتشان متّكى به ظواهر قرآن بود كه آن را شامل همهء طبقات و همهء اديان و همهء نژادها مىدانستند و مىبايست متّكى بر عقل و تساوى افراد بشر و احترام به عقايد ديگران باشد و در ميان معتقدين به اين عقايد ، درجات و صنوف مختلف