دانشمندش امير عليشير نوايى شهرت و اهميت شايانى كسب كردهاند ؛ دربار اين مرد و وزيرش مركز فضلا و شعرا و هنرمندان بود . جامى شاعر ، و مورخين و نويسندگانى چون دولتشاه ، حسين واعظ ، و خواندمير و نقاشان توانايى نظير بهزاد و شاه مظفر ، و خوشنويسى مانند سلطان على مشهدى در پرتو تشويق و حمايت اين امير و وزير او عليشير نوايى در رفاه و آسايش مىزيستند .
علاوهبراين ، شاخهء هندى تيموريان عامل مهمى در رشد و توسعه ادبيات فارسى در كشور هند بشمار مىروند ، بطوريكه در زمان اعقاب بابر تيمورى ، سرزمين هندوستان مركز تأليفات و ترجمههاى فارسى گرديد . حوادث ناگوار سياسى موجبات مسافرت و مهاجرت تنى چند از شعرا ، ادبا و نويسندگان ايران را به هندوستان و ديگر كشورهاى مجاور چون آسياى صغير فراهم ساخت ، از جملهء شعراى نامى فارسى زبان هند ، امير خسرو و فيضى دكنى و عرفى شيرازى شايان ذكرند .
براى آنكه با سبك نگارش نامههاى ديوانى در عهد تيموريان آشنا شويم ، فرمان واگذارى منصب احتساب در عهد شاهرخ را عينا نقل مىكنيم ، در اين فرمان وظايف شرعى و عرفى و اخلاقى محتسب و قلمرو صلاحيت او تا حدى روشن شده است :
فرمان واگذارى منصب احتساب در عهد شاهرخ
آقاى حسين مدرسى طباطبايى ، در خانهء يكى از بازماندگان دودمان سادات مرعشى قزوين ، فرمان مورخ پنجم ذيقعده 838 از شاهرخ فرزند تيمور ، دومين فرمانرواى سلسله گوركانى ( 807 - 850 ) را به دست آورد - در واگذارى منصب احتساب بلدهء قزوين به مرتضى اعظم ، افتخار السادات سيد معين الدين نياى اعلاى آن دودمان . . . اينك عين فرمان :
فرمان شاهرخ بهادر سوزميز : « سادات و حكام و قضات ولايت قزوين ، بدانند كه پيش از اين حكم همايون شرف نفاذ يافت كه مرتضى اعظم افتخار السّادات ، سيد معين الدين مطهر ، در آن ولايت احتساب امر معروف و نهى منكر كند ، درينوقت به بساط بوس مستسعد گشت و التماس امضاء حكم سابق نمود . بنابر ملتمس او اين حكم نفذ اللّه تعالى فى الاقطار سمت نفاذ يافت ، تا سيّد مشار اليه را آمر معروف و ناهى منكر دانند و غير را با