نتيجه ، كشاورزان را استعداد عمارت و زراعت باقى نمىماند . » « 1 »
اندرزهاى سياسى و اقتصادى غازان به امرا و رجال دولت « 2 »
در ميان ايلخانان مغول ، غازان خان در سايهء تعليمات خواجه رشيد الدين فضل الله ، وزير دانشمند و كاردان خود ، متوجه فساد دستگاه و ناپايدارى اوضاع شد و دريافت كه كشور با كفر باقى مىماند ولى با ظلم پايدار نخواهد بود « الملك يبقى مع الكفر و لا يبقى مع الظلم » به همين مناسبت براى تشريح وضع عمومى كشور ، كليه امرا و رجال دولت را فراخواند و به آنان گفت : « من جانب رعيت را بعد از اين نگاه نخواهم داشت ، اگر مصلحت است تا به اتفاق همه را غارت كنيم ، چه هيچ آفريده برين معنى از من قادرتر نيست ، اما بايد كى ، بعد از اين شما تغار و آش و مرسوم و جامگى از من توقع نداريد ، چه اگر بعد اليوم يكى از شما از من از اين التماسى كند ، او را به مخاطبات شديد عنيف مخاطب و مشدّد گردانم ؛ جهت آنك ترتيب مجموع مصالح سلطنت و مملكت و امرا و وزرا و نياقان و لشگريان از سعى رعاياست ، در عمارت و زراعت ؛ و چون ما ايشان را كه اصل اين قضايااند ، به اتفاق غارت كرده باشيم ، آنگاه چنين توقعات از كه توان داشت و چگونه ميسر شود ، شما با خود انديشه كنيد كى ، اگر گاو و تخم از رعايا بستانيد و برايشان زور و زيادتى روا داريد و غلات ايشان بخورانيد ، بعد از اين چه خواهيد كرد ؟ شما ايشان را و زنان و فرزندان ايشان را مىزنيد و مىرنجانيد و نمىانديشيد كى ، اگر با شما و زنان و فرزندان شما نيز همين خطاب رود ، حال شما چگونه باشد ؟ همچنانك زنان پيش شما عزيز و فرزندان جگرگوشگاناند ، پيش ايشان نيز همين مثابت دارند و ايشان نيز چون ما آدمياناند و حق تعالى ايشان را به ما سپرده است ، و نيك و بد ايشان از ما خواهد پرسيد ، جواب چگونه خواهيم گفت ؟ چون ايشان مرفه الحال باشند و از مزاحمت و تعرض و تكاليف و تعنيف « 2 » ما ايمن ، ما نيز به اتفاق مرفه الحال باشيم و مطعوم و مشروب و ملبوس و مركوب به آسانى توانيم يافت و اگر به خلاف اين معانى با رعايا زندگانى كنيم ،
هامش
( 1 ) . محمد بن هندوشاه نخجوانى : دستور الكاتب فى تعيين المراتب ، جزء اول از جلد يكم ، به اهتمام عبد الكريم علىزاده ، صفحاتXIV , XII , V , IXو صفحهء 196 و 197 .
( 2 ) . زورگويى