يعنى : روشها و مذاهبى در زمين مىيابيد كه مردمان آنها را دنبال مىكنند و لذا هر گاه منكرى و ناروائى ببينند از ديدن آن ناگزير خشمگين مىشوند چنان كه مىگويى - رغمت اليه : بر او خشمگين شدم .
رفف
: رَفِيف الشَّجَر : گستردگى و پخش شدن شاخههاى درخت .
رَفَّ الطَّيْرُ : پرندهها بالهايشان را باز كردند . ( طير جمع طائر است و گاهى در معنى مفرد هم هست ) .
رَفَّ الطّائرُ يَرُفُّ و رَفَّ فَرْخَهُ يَرُفُّه : در وقتى است كه پرنده با مهربانى براى جوجههايش بال مىگسترد .
واژه - الرَّفّ - براى هر سرپرستى و رئوفى استعاره شده است .
مىگويند : ما لفلان حَافٌّ و لا رَافٌّ : چيزى كه او را پيرايش كند يا آرايش دهد ندارد يعنى نه مال زايل شدنى دارد و نه چيزى كه او را بسنده ، و احاطه كند ، گفته مىشود :
مَنْ حَفَّنَا أَوْ رَفَّنَا فَلْيَقْتَصِدْ « 1 » .
الرَّفْرَف : برگهاى گسترده و پراكنده ، خداى تعالى گويد : (
عَلى رَفْرَفٍ
خُضْرٍ - 76 /
هامش
همچنين در برابر ديدن مردمانى كه يا ستمگرند و يا ستم پذير راههاى وسيع ديگرى كه او را به خدا متوجّه مىكند و مىرساند نيز مىيابد .
يافتن چنين راههايى همان است كه خود خواسته زيرا مىگويد : (وَ مَنْ يَخْرُجْ مِنْ بَيْتِهِ مُهاجِراً إِلَى اللَّهِ وَ رَسُولِهِ ثُمَّ يُدْرِكْهُ الْمَوْتُ فَقَدْ وَقَعَ أَجْرُهُ عَلَى اللَّهِ وَ كانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحِيماً- 100 / نساء ) كسى كه هجرتش صرفا به سوى خدا ، و پيامبرش باشد و او را مرگ دريابد پاداش او با خداوند است او آمرزنده ، و بخشايشگر است .
رغم انفى لامر اللّه : مطيع امر خدايم ، خليل بن احمد گويد : الرّغم كارى است كه انسان با كراهت انجام مىدهد .
على رغمه : بر خلاف پسند او و بر خلاف ميل مخالف او . در لغت نامهها - مراغم - يعنى جاى فراخ و پر اضطراب ، راه و روش و گريزگاه - جاى هجرت و سير در زمين .
( 1 ) حفّنا - از حفّ المراة است : آن زن موى صورتش را چيد .
رفّنا - هم از - رف الغزال ثمر الاراك : آهو ميوه درخت اراك را خورد گرفته شده .
معنى ضرب المثل فوق اين است كه مىگويد : كسى كه در بارهء ما مبالغه مىكند يا ما را خوب جلوه مىدهد بايستى ميانهرو باشد .