( و كسى كه از كيش و شريعت ابراهيم رو گرداند كسى نيست مگر آنكه نفس خود به جهالت و نادانى متمايل كرده باشد ) .
و آيهء (
أَ راغِبٌ
أَنْتَ عَنْ آلِهَتِي - 46 / مريم ) ( آيا از - آلهه - و مورد پرستش من روى گردان هستى ) .
و - الرَّغِيبَة : بخشش بسيار ، ناميدن بخشش فراوان به - رَغِيبَة يا از جهت پسنديدگى و تمايل و رغبتى است كه در اين واژه وجود دارد و در آن صورت از - رَغْبَة - مشتق شده است و يا به خاطر فراوانى و فراخى آن بخشش است كه از معنى اصل لغت يعنى وسعت مشتقّ شده است .
شاعر گويد :
يُعْطِي الرَّغَائِبَ مَنْ يَشَاءُ و يَمْنَع
( با فراوانى و فراخى به هر كه مىخواهد مىبخشد و منع مىكند ) .
رغد
: « 1 » عَيْش رَغَد و رَغِيد : زندگى پاكيزه و فراخ .
خداى تعالى گويد : (
وَ كُلا مِنْها رَغَداً
- 35 / بقره ) و (
يَأْتِيها رِزْقُها رَغَداً مِنْ كُلِّ مَكانٍ
- 112 / نحل ) .
أَرْغَدَ القَوْمُ : آن مردم به زندگى پر نعمت و وسيعى رسيدند .
أَرْغَدَ مَاشِيتَه : ستورانش را رها كرد و به آسانى آنها را چرانيد .
أرغد - دو وجه دارد : 1 - از باب جَدَبَ و أَجْدَبَ : خشكسالى شد ( به صورت لازم ) 2 - از باب - دَخَلَ و أَدْخَلَ - داخل كردن فراخى معيشت و فراوانى رزق در زندگى
هامش
( 1 ) ابن فارس مىنويسد : « الرّاء و الغين و الدّال » يعنى : رغد دو اصل است يكى به معنى زندگى پاكيزه و ديگرى بر خلاف آن يعنى - مرغاد - كه همان ضعف و سستى و ناتوانى جسمى است - و مرغاد كسى است كه نظر و رأى درستى ندارد و نمىداند چه بگويد . ( مقائيس اللّغه 2 / 417 ) .
و نيز مرغاد - يعنى كسى كه خشمگين شده و رنگش تغيير كرده و از شدّت خشم پاسخت نمىدهد و يا بيمارى او را ناتوان ساخته و نيز - مرغاد - مرد برخاسته از خواب و كسل . ( لس 3 / 181 - تهذيب اللّغة 8 / 17 ) .