ديگرى ( به صورت متعدّى ) المُرْغَادّ مِنَ اللَّبَن : شير آميخته با آرد كه دلالت بر كثرت و فراوانى و فراخى معيشت دارد .
رغم
: الرَّغَام : خاك نرم .
رَغِمَ أنف فلان رَغْماً : به خاك افتاد ( يعنى بينى او به خاك ماليده شد ) .
أَرْغَمَهُ غَيْرُهُ : ديگرى او را به خاك انداخت و از اين معنى به خشم و سخط نيز تعبير شده است .
شاعر گويد :
اذا رَغِمَتْ تلك الأنوفُ لم ارضها * و لم أطلُبِ العُتْبَى و لكنْ أَزِيدُها
( معنى اين بيت در ذيل واژهء انف - قبلا آمده و در آنجا به جاى - رغمت - غضبت - ذكر شده كه هر دو به يك معنى است ) .
نقطهء مقابل إسخاط و إرغام يعنى به خشم آوردن - إرضاء - يعنى خشنود كردن و بخشيدن چيزى است كه دلالت بر ايجاد خشم داشته و لذا گفته مىشود :
أَرْغَمَ اللَّهُ أَنْفَه و أَرْغَمَهُ : خدا او را به سخط آورد و بينيش را به خاك ماليد .
رَاغَمَهُ : خشمگينش كرد و به خاكش ماليد و در بارهء دو نفر ، به اين معنى است كه هر يك بكوشد ديگرى را بكوبد و به خاك بمالد و سپس از اين معنى مصدر - مُرَاغَمَة - در بارهء نزاع و كشمكش طرفين استعاره شده است .
خداى تعالى گويد : (
يَجِدْ فِي الْأَرْضِ مُراغَماً
كَثِيراً « 1 » 100 / نساء )
هامش
( 1 ) آيات قبل از آن هم مربوط به هجرت است كه زنان و مردان و كودكان مستضعف را از آن مستثنى مىكند زيرا چارهاى ديگر از ماندن در مسكن خويش ندارند و راهى ديگر نيافتهاند سپس آيهء فوق است كه مىگويد كسى كه در راه خدا هجرت كند ناگزير در پهنهء زمين از همان راه و روشهاى ناروائى كه باعث مهاجرتش شده بود در همه جا خواهد ديد و خشمگين خواهد شد امّا فراخى زمين خدا و راه سلامت هم فراوان مىبيند . پس در مقابل روشهاى غير دينى ذلّت بار كه مردم را به خاك و خوارى و مذلّت مىكشاند و .