مُعَاهَد : در عرف شريعت ويژه كسانى از كفّار است كه در ذمّه و پيمان و پناه مسلمين داخل مىشوند و همينطور - ذو العهد - و پيامبر ( ص ) فرمود :
« لا يقتل مؤمن بكافر و لا ذو عهد فى عهده » « 1 » .
( هيچ مؤمنى به جاى كافرى كشته نمىشود و همچنين هيچ پناه يافتهاى در عهد و ذمّهاش ) . به اعتبار معنى حفظ در واژه عهد و پيمان به وثيقهاى كه ميان دو نفر بسته مىشود نيز - عهد - گويند ، و اينكه اين امر را - عُهْدَة - مىگويند براى اين است كه امر شده كه از او وثيقه گرفته شود و بخاطر لطفى كه در باران هست و گويى كه در بهار متعهّدانه مىبارد باران را نيز - عَهْد و عِهَاد - گفتهاند .
روضة مَعْهُودَة : باغى كه باران بهارى به آن مىرسد .
عهن
: العِهْن : پشم رنگى ، گفت : (
كَالْعِهْنِ الْمَنْفُوشِ
- 5 / قارعه ) « 2 » تخصيص واژه - عهن - به پشم بخاطر رنگى است كه در آن هست چنان كه يادآورى شده كه : (
فَكانَتْ وَرْدَةً كَالدِّهانِ
- 37 / رحمن ) ( آسمان در آستانه رستاخيز كه شكافته مىشود رنگش چون زيتون يا فرش قرمز است ) .
رمى بالكلام على عَوَاهِنِهِ : سخن را از روى انديشه و فكر ادا نكرد و اين همان است كه مىگويند : اورد كلامه غير مفسّر : سخنش را مبهم و غير روشن اداء كرد .
هامش
( 1 ) طريحى در شرح اين حديث در بارهء - ذو عهد - مىنويسد يعنى هيچ ذمّى در عهد و ذمّهاش كشته نمىشود و همچنين مشركى كه امان بخواهد و در دار السّلام داخل شود . حديث ديگر از پيامبر ( ص ) آورده است كه : « لم يبعثنى بان اظلم معاهدا و لا غيره » پيامبر ( ص ) فرمود : خدا مرا مبعوث نكرد كه به معاهدين و نه ديگر از آنها ستم كنم و عبارت - و لا غيره - منظور كفّارى است كه پيمان ترك مخاصمه براى مدّتى بستهاند ، ( مجمع - البحرين - 3 / 114 ) .
( 2 ) عهن : وجه شبه دوم در آيه : فوق پراكنده بودن اجزاء پشم است كه در قيامت آسمانها و زمين و كوهها و درياها چون ذرّات پشم زده شده پراكنده مىشوند . ( مجمع البحرين - 6 / 286 ) .